دانلود آهنگ با لینک مستقیم

مطالب خواندنی و دانستنیها بایگانی | دانلود آهنگ جدید

دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
پرطرفدارترین آهنگ های 97

داستان: معجزه باور

دسته بندی : داستان های خواندنی تاریخ : جمعه ۸ مرداد ۱۳۹۵

داستان زیبای معجزه باور

جیزفان:

معجزه غیر منتظره

حدود سه ماه پیش ، تمام امیدم را برای دوباره شاد بودن از دست دادم. من عاشق پسری بودم که به مدت یکسال با هم دوست بودیم . او به من خیانت کرد ، اما به این نتیجه رسید که هنوز عاشق من است و برگشت. اما دوباره در مورد رابطه مان دچار تردید شد و به آمریکا برگشت ، به جایی که کار می کرد.

شعر کودکانه: “حسنی ما یه بره داشت”

دسته بندی : شعر و قصه کودکانه تاریخ : پنج شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۵

شعر زیبای کودکانه

“حسنی ما یه بره داشت”

حسنی ما یه بره داشت
بره شو خیلی دوس میداشت
بره ی چاق و توپولی ، زبر و زرنگ و توقولی
دس کوچولو ، پا کوچولو ، پشم تنش کرک هلو
خودش سفید ، سمش سیا ، سرو کاکلش رنگ حنا
بچه های این ور ده ، اون ور ده ، پایین ده ، بالای ده
همگی باهاش دوس بودن
صبح که میشد از خونه در می اومدن
دور و برش جمع می شدن ، پشماشو شونه می زدن
به گردنش النگ دولنگ ، گل و گیله های رنگارنگ
حسنی ما سینه اش جلو سرش بالا قدم میزد تو کوچه ها نگاه میکرد به بچه ها
یه روز بهار
باباش اومد تو بیشه زار
داد زد : اهای حسن بیا کجایی بابا ؟
بره تو بیار ، خودتم بیا
قیچی تیز
پشم سفید
بره رو گرفت ، پشماشو چید
بره ی چاق و توپولی ، زبرو زرنگ و توقولی
شد جوجه ی پر کنده
همگی زدن به خنده
پیشیه میگفت : تو بره ای یا بچه موش لخت راه نرو یه چیزی بپوش
حسنی ما
شونه اش بالا
سرش پایین قدم میزد تو کوچه ها
نگاه میکرد روی زمین
ننه ی حسن دوون دوون اومد بیرون
پشما رو بسته بسته کرد
سفید و گلی دو دسته کرد
ریسید و تابید و کلاف کرد
شست و تمیز و صاف کرد
منظم و مرتب
پیچید توی چادر شب
یه جفت میل و یه مشت کلاف
حالا نباف و کی بباف
ننه حسن سر تا سر تابستون
نشسته بود تو ایوون
بی گفتگو ، بی های و هو
برای حسن لباس میبافت
فصل زمستون که رسید
بارون اومد ، برف بارید
حسنی ما ، لباسو پوشید خرامون اومد میون میدون
حیوونا شاد و خندون
خانمی گفت :
لباس حسن عالی شده
قشنگ تر از قالی شده