سایت تفریحی سرگرمی جیزفان

جیزفان | صفحه 30 از 76 | پورتال تفریحی و سرگرمی

سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶

گذشتن از تجربه‌های خاص و رفتن به سوی مخاطبان عام

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- این روزها، گروه‌های به اصطلاح تلفیقی در گستره محدود ژانرهای موسیقی در ایران، سعی در خلق تجربه‌های تازه دارند و با توسعه دامنه شنیداری مردم، توانسته‌اند بخشی از مخاطبان خاموش موسیقی ایران را به سمت خود جذب کنند که شاید بتوان گفت در حال حاضر در نقطه عطف این جریان (حداقل به لحاظ مخاطب) قرار داریم.

«بمرانی» یکی از همین گروه‌ها است که در این سال‌ها تلاش زیادی کرده تا حضور موثری در عرصه موسیقی داشته باشد. این گروه در هشت سال گذشته، مسیرش را آهسته و پیوسته پیموده و تازه سال گذشته توانست از اولین آلبوم رسمی خود یعنی «مخرج مشترک» رونمایی کند. آن‌ها اما در تجربه تازه‌شان، آلبومِ «گذشتن و رفتن پیوسته» مسیر متفاوتی را در پیش گرفته‌اند که اتفاقاً هم از سوی مخاطبان و هم از سمت منتقدان، مورد اقبال گسترده‌تری واقع شده است.

بمرانی‌ها در وام گرفتن از سبک‌های مختلف موسیقی در آثار پیشین‌شان بیشتر به توریست‌های بازیگوشی شبیه بودند که می‌خواستند سرخوشانه دور دنیا را در یک آلبوم بگردند. اما حالا که باتجربه‌تر شده‌اند، ترجیح داده‌اند کم‌تر و گزیده‌تر سفر کنند و گویا نتیجه بدی هم نگرفته‌اند: موزیک ویدئوی «گذشتن و رفتن پیوسته» میلیون‌ها بار دیده و شنیده شد؛ نزدیک به دو هزار نفر در جشن رونمایی از آلبوم‌شان حضور پیدا کردند؛ اولین گروهی بودند که در جشنواره موسیقی فجر تمام بلیت‌های کنسرتشان به پایان رسید و در نظرسنجی تلگرامی سایت { سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }با وجود حضور خوانندگان سرشناس پاپ (محمد علیزاده، سیروان خسروی و حامد همایون)، توانستند رتبه دوم را به دست بیاورند. طبیعتاً این موفقیت‌ها نمی‌تواند برای گروهی که موسیقی خاص تولید می‌کند و البته تهیه­کننده آن‌ها که بیشتر از دیگران در حوزه موسیقی تلفیقی فعالیت دارد، دستاوردهای کمی باشد.

تمام این‌ها باعث شد با بمرانی‌ها که این روزها حسابی کِیفشان کوک است و در نمایش «رویای شبنیمه تابستان» به کارگردانی مصطفی کوشکی به عنوان نوازنده-بازیگر حضور دارند، گفت‌وگویی داشته باشیم.
 

***

  • * شاید بد نباشد با ترانه‌های آلبوم شروع کنیم. شما کانسپتی را در ترانه‌ها پیش برده‌اید که شاید بتوان گفت در موسیقی‌تان شاهد اتفاقی شبیه آن نیستیم؛ در واقع مفاهیمی که مد نظر داشته‌اید، در ترانه‌ها به راحتی انتقال پیدا می‌کنند. اما لحن موسیقی -مخصوصاً در قطعه «مامان»- در راستای آنها نیست. انگار موسیقی فقط پس‌زمینه‌ای است که به بهتر شنیده شدن مفهوم ترانه‌ها کمک می‌کند.

بهزاد عمرانی: به نظرم این مسأله ایرادی ندارد…
 

  • * این موضوع را به عنوان یک مشکل مطرح نکردم و فقط می‌تواند یک پیشنهاد برای نتیجه بهتر باشد.

بهزاد: قطعه «سوزان» لئونارد کوهن، شش دقیقه با یک ریتم ساده و یک گیتار در پس‌زمینه شکل گرفته. به نظرم این موضوع، خیلی سلیقه‌ای است. وقتی کانسپت ما بر اساس سادگی تعریف شده، خواه‌ناخواه برای قطعه «مامان» هم با همان یک گیتار می‌توان نتیجه بهتری گرفت.
 
کیارش عمرانی: اتفاقاً ما این‌بار آگاهانه سعی کردیم موسیقی، پس‌زمینه‌ای برای بهتر شنیده شدن ترانه باشد. اما مثلاً در قطعه «سرمست»، قسمتی که پیانو به موسیقی اضافه می‌شود با جواب دادن به آواز، اتفاقی که به عنوان پیشنهاد مطرح کردی را رقم می‌زند. ما به قطعات این آلبوم، به صورت تک‌قطعه نگاه کرده‌ایم؛ اما «مامان» قطعه‌ای بود که فکر کردیم می‌تواند خلوت‌تر باشد تا گوش مخاطب هم کمی استراحت کند. ما در این قطعه می‌خواستیم موسیقی را در راستای این بخش از ترانه که می‌گوید «غصه نخور» پیش ببریم و سعی نکردیم با موسیقی اتفاقات بد را به تصویر بکشیم. در کل، اگر فکر می‌کنی این اتفاق افتاده، خیلی هم خوب است؛ چون همه تلاش‌مان را کردیم موسیقی بیشتر به عنوان پس‌زمینه‌ای برای درک بهتر ترانه باشد.
 
بهزاد: البته «مامان» شاید شخصی‌ترین قطعه آلبوم باشد.
 

  • * به نظرم آلبوم «گذشتن و رفتن پیوسته» خیلی درون‌گرا است با درون‌مایه اجتماعی و در واقع، سراغ مفاهیم ساده‌ای رفته‌اید که در مورد همه آدم‌ها با هر طبقه اجتماعی صدق می‌کند. کمی راجع به این ترانه‌ها صحبت کنیم.

کیارش: منظورت از اجتماعی چیست؟
 

  • * مثلاً در ترانه «مردمی»، با زبان طنز به آدم‌ها نقد اجتماعی می‌شود. حتی قطعه «مامان» هم می‌تواند جزء این دسته باشد. چون خیلی وقت‌ها ما این حرف‌ها را به مادرهایمان نمی‌زنیم. یا حتی قطعه «خیابونا»…

کیارش: البته «خیابونا» خیلی شخصی‌تر است.
 
جهانیار قربانی: اکثر شعرهای ما همیشه خیلی شخصی بوده‌اند و اگر فکر می‌کنی اجتماعی هم هستند، به این دلیل است که بسیاری از دغدغه‌های آدم‌ها مشترک است. تو اگر الان شروع به غر زدن کنی، نصف آنها غرهای من هم هست. این اتفاق به این دلیل می‌افتد که مشکلات شخصی ما، به نوعی بین همه آدم‌ها مشترک است.
 

  • * این روزها در { سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }کمتر شخصی‌گویی می‌شود. در واقع یا از کلیدواژه‌هایی استفاده می‌کنند که در همه ترانه‌ها تکرار می‌شود یا اینکه واژه‌ها به شکل اغراق‌آمیزی در می‌آیند که مفاهیم آنها همان مفاهیم تکراری است؛ اما فقط شکل آن را کمی به اصطلاح روشنفکرانه‌تر می‌کنند. شاید جای این فرم از ترانه که شما استفاده می‌کنید، در { سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }خالی باشد. چه شد که سراغ این فرم از مفاهیم رفتید؟

آرش عمرانی: به نظر من یکی از ویژگی‌های کارهای ما این است که هیچ‌وقت در ترانه‌هایمان سعی نکرده‌ایم پند و اندرز بدهیم…
 
جهان: اصلاً این مدل ترانه‌ها را نمی‌پسندیم و وارد آن هم نمی‌شویم.
 
آرش: آلبوم‌های قبل را هم اگر ببینی، تک‌تک قطعات یک ویژگی مخصوص به خود دارند؛ چه در شعر و چه در موسیقی. ولی شاید آن زمان، اتفاقی که در ذهن‌مان داشتیم نیفتاد و همیشه یک کفه آن سنگین‌تر بود. اما فکر می‌کنم در این آلبوم توانسته‌ایم به آنچه که در ذهن داشتیم، نزدیک شویم و آن را شسته روفته‌تر پیش ببریم و برای همین به چشم آمده است.
 

  • * با توجه به بازخوردهای آلبوم «گذشتن و رفتن پیوسته»، شاید بتوان گفت این آلبوم را طیف وسیعی از افراد با سلیقه‌های مختلف می‌پسندند؛ چه آنهایی که موسیقی عامه‌پسند گوش می‌کنند، چه کسانی که موسیقی رپ گوش می‌کنند و چه کسانی که مثلاً به موسیقی‌های خارجی گوش می‌دهند. با توجه به این موضوع و اینکه سعی کرده‌اید در بخش ترانه و موسیقی خیلی ساده پیش بروید، انتظار می‌رفت که این آلبوم خیلی پاپیولارتر باشد. فکر می‌کنید چرا این اتفاق هنوز به صورت گسترده برای آن نیفتاده است؟

جهان: در این مسأله خیلی چیزها تأثیر دارد، مثل گوش مخاطب. در صحبت‌هایت گفتی که یک‌سری کلیشه در ترانه‌ها وجود دارد. به نظر من باید دید چرا آنها ترجیح می‌دهند دائماً همین کلیشه‌ها را استفاده کنند؟ دلیلش این است که این کلیشه جواب داده و چرخ بیزنس آنها با این جریان می‌چرخد.
 

  • * خیلی از افرادی که برای بار اول این آلبوم را می‌شنوند، با آن ارتباط برقرار می‌کنند. فکر می‌کنم مشکل اصلی این‌جا است که همه شما را نمی‌شناسند.

کیارش:  من با حرف جهان مخالف‌ام. فکر می‌کنم کلیپ «تو خیلی دوری» خیلی دیده شد و ما الان خودمان را دائماً در اخبار موسیقی پاپی که از آن صحبت می‌کنیم، می‌بینیم. با اینکه خیلی هم شباهتی به آنها نداریم.
 
بهزاد: اصلاً در همین نظرسنجی تلگرامی سایت «موسیقی ما»، با وجود خواننده‌های پاپی مثل سیروان، حامد همایون، مهدی احمدوند و محمد علیزاده، آلبوم ما رتبه دوم را به دست آورد.
 
کیارش: من فکر می‌کنم این اتفاق ربطی به آلبوم ندارد و اگر آلبوم توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند، باید کمی صبر کنیم تا در جامعه جا بیفتد.
 
آرش: بگذارید یک مثال بزنم؛ الان شلوار جین تنگ مد است و کسی دیگر شلوار گشاد نمی‌پوشد. طبیعتاً وقتی کسی شلوار جین تنگ تولید کند، می‌تواند جنس‌اش را بفروشد. مجموعه ما هم اعم از جنس صدای خواننده، جنس سازهایی که استفاده می‌کنیم و شعرها، پاپیولار نیستند.
 

  • * اگر قرار باشد با شلوار مقایسه کنیم، شاید بتوان گفت آلبوم شما مثل شلوار گشادی است که همه در آن راحت هستند.

جهان: شاید، اما آدم‌های کمتری آن را می‌پوشند.
 
کیارش: حالا اگر یک‌سری از آدم‌های معروف مثلاً در صدا و سیما شلوار گشاد بپوشند، مد می‌شود.
 

  • * خب چرا خودتان نمی‌خواهید سمبلی از این مد شوید؟

آرش: راه‌حلش این است که یک بیت الکترونیک زیر موسیقی بیندازیم و یکی هم آن زیر چَه‌چَه بزند! اینجا این اتفاق به این سادگی نمی‌افتد. باید با مد روز همراه شوی تا بتوانی محصولت را بفروشی و شنیده شوی. اما موضوع این‌جا است که اگر چنین کاری بکنی، گروه بعد از یک آلبوم تمام می‌شود. چون باید همچنان با مد روز پیش برود که خب نمی‌شود و این‌جوری شخصیت اصلی خود را از دست می‌دهد. از آن‌طرف هم مخاطب، مد روز را می‌خواهد.

  • * منظور من این است که همین سبک و سیاق خودتان را تبلیغ کنید تا مد شود؛ نه اینکه شبیه مد روز شوید. مردم این روزها لزوماً موسیقی خوبی گوش نمی‌کنند و با این کار شاید حداقل بتوانید موسیقی بهتری به گوش‌شان برسانید.

بهزاد: این‌کار، تبلیغات و هزینه زیادی می‌خواهد و هزینه کردن در این شرایط ریسک زیادی دارد.
 

  • * البته شما با پخش سوپرمارکتی و ویدئویی که منتشر کردید، کمی به این سمت رفتید و در واقع تلاش کردید موسیقی خود را به گوش افراد بیشتری برسانید. برگردیم به آلبوم. احساس نمی‌کنید شاید جای یک هم‌خوان که بتواند فضاهای خالی را پر کند، خالی باشد؟ البته تجربه هم‌خوانی را قبلاً با ماکان اشگواری داشته‌اید که فکر می‌کنم بازخورد خوبی هم از آن گرفتید.

آرش: البته این کار به شعر هم بستگی دارد؛ برخی از ترانه‌ها تک‌گویی هستند و بهتر است این اتفاق در آنها نیفتد؛ مثل قطعات «تنهای تنها» یا «مردمی».
 
جهان: اتفاقاً به نظرم پیشنهاد بدی نیست و شاید با این کار نتیجه جالب‌تر می‌شد.
 

  • * کمی راجع به قطعه «گذشتن و رفتن پیوسته» صحبت کنیم. یکی از اتفاقات جالب‌اش این بود که کلام و همچنین موزیک‌ویدئویی که برای آن ساختید، خیلی اِلمان‌های پاپیولار شدن را ندارند. اما همین قطعه به ترک هیت شما تبدیل شد و اصلاً خیلی‌ها به واسطه این قطعه با «بُمرانی» آشنا شدند. فکر می‌کنید دلیل این اتفاق چیست؟ ملودی چه‌قدر می‌تواند در این جریان تأثیر داشته باشد؟ چون در فضای مجازی برخی می‌گفتند که ملودی آن شبیه به آهنگ «Dance Me To The End Of Love» لئونارد کوهن است.

بهزاد: این حرف که کاملاً اشتباه است. اتفاقاً خوب شد که آن را مطرح کردی و شاید بد نباشد کمی این موضوع را باز کنیم. اگر بخواهیم ورس (Verse) و کورس (Chorus) این دو قطعه را کنار هم بگذاریم، می‌بینید که ورس قسمت اول قطعه «دنس می…» اصلاً هیچ ربطی به ورس قطعه ما ندارد. تنها جایی که آدم‌ها می‌گویند شبیه به هم شده، بخش کورس یعنی «تو خیلی دوری…» است که معتقدند شبیه کورس «دنس می…» شده است.
 
آرش: کسی که خلق می‌کند، یک حداقل شعوری دارد و برای مخاطب‌اش هم این حداقل شعور را قائل می‌شود و می‌داند که این مخاطب، پیش از این یک چیزهایی شنیده و پس‌زمینه‌های ذهنی دارد. برای یک موزیسن، کپی کردن -آن‌هم به نحوی که کسی متوجه آن نشود- اصلاً کاری ندارد. ما در آلبوم‌های قبلی، ملودی‌های کپی که آنها را وام گرفته بودیم، کم نداشتیم؛ اما این قطعه اصلاً کپی نیست. جدا از موزیک، بار اصلی را ترانه می‌کشد و به همین دلیل هم می‌توانم بگویم این کار کپی نیست.
 
جهان: بین کپی، کاور و شباهت، تفاوت وجود دارد. تکلیف کاور که مشخص است. اما کپی بار معنایی خوبی ندارد و به معنی دزدی یک اثر هنری است. شاید این‌جور مواقع واژه شباهت، درست‌تر به نظر بیاد.
 
کیارش: اصلاً اگر اسکلت ملودی‌ها را هم کنار هم بگذاریم، متوجه می‌شویم که کپی نیست. اگر بخواهیم تا این حد جزئی و تخصصی نگاه کنیم، فقط می‌توانیم بگوییم سه نت آن شبیه آن قطعه است که خب، اتفاق جدیدی نیست و نمی‌توان اسم آن را کپی گذاشت. ببینید، خیلی اتفاق خوبی است که آدم‌ها این حساسیت را نشان می‌دهند. فقط کاش منبع آنها در این زمینه یک‌سری از افراد اهل تفکر و متخصص بود تا ببینند این حرفی که می‌زنند، واقعاً درست است یا نه؟ شما هم می‌توانید به عنوان رسانه، آن فرد را معرفی کنید که صلاحیت اظهار نظر درباه اصل بودن یا نبودن یک کار را داشته باشد.
 

  • * البته شاید به این دلیل هم باشد که قطعه «دنس می…» خیلی معروف است و شاید اکثراً داخل ایران لئونارد کوهن را فقط با این آهنگ می‌شناسند.

آرش: بگذار حرفی بزنم که خیال همه راحت شود؛ ما می‌خواستیم این قطعه پاپیولار شود و بُرد زیادی داشته باشد. من به عنوان سازنده این قطعه، اگر کپی کرده بودم، مگر دیوانه بودم که نگویم؟ می‌توانستم از رانتِ پرمخاطب بودنِ لئونارد کوهن برای بُرد بیشتر کارم استفاده کنم. اما ننوشتم، چون هیچ چیزش را از آن قطعه نگرفتم.
 

  • * موضوع دیگر در رابطه با این قطعه، شکل مواجه شدن افراد در کنسرت‌هایتان با بخشی است که مانی مزکی کلام را به صورت نریشن ادا می‌کند. جالب است که آدم‌ها وقتی این قسمت را می‌شوند، می‌خندند؛ در صورتی که مفهوم کلامی این قطعه اصلاً خنده‌دار نیست و همان‌طور که از نامش پیدا است، از یک فقدان صحبت می‌کند.

جهان: بله. شاید به قیافه مانی می‌خندند، چون خود ما هم وقتی مانی این کلمات را ادا می‌کند، از میمیک صورت او خنده‌مان می‌گیرد. (می‌خندند)
 
بهزاد: البته بعد از انتشار کلیپ آن، دیگر کمتر این اتفاق می‌افتد. فکر می‌کنم چون آدم‌ها برای اولین‌بار با این موقعیت مواجه می‌شوند، احتمالاً برایشان یک موقعیت تئاتری خنده‌دار خلق می‌شود و شاید اگر خود من هم برای اولین‌بار با چنین چیزی مواجه می‌شدم، می‌خندیدم.
 
آرش: اولین‌بار، «هوتن شکیبا» این قسمت‌ها را در کنسرت ما اجرا کرد که من فکر کردم شاید به خاطر میمیک و نوع خواندن هوتن مردم می‌خندند؛ اما بعد که مانی هم آن را خواند، باز مردم خندیدند. اصلاً شاید این پارادوکس باعث خنده مردم می‌شود؛ اینکه تو در حال خواندن یک ترانه غمگین هستی و یک‌دفعه یک‌نفر به صورت خبری کلمات آن را معنی می‌کند.
 

  • * خود شما وقتی اولین‌بار آرش آن را برای شما اجرا کرد، چه واکنشی داشتید؟

کیارش: ما هم خندیدیم، اما من که اصلاً از آن خوشم نیامد و هنوز هم فکر می‌کنم به خاطر ضعف تکنیکی در شعر گفتن، این اتفاق افتاده است. چون کلمات خیلی ساده‌ای هم انتخاب شده‌اند که شاید نیاز به معنی کردن ندارند. برای همین فکر می‌کنم موقعیت خنده‌داری را تداعی می‌کند.
 
جهان: من برعکس کیارش خیلی از این ایده خوشم آمد.
 
بهزاد: من که اصلاً با شنیدنش، دلم رفت! به نظرم این واژه‌هایی که به عنوان معنی کلمات از آنها استفاده کرده‌ایم هم کار خودشان را می‌کنند؛ چرا که مردم حتی این معنی‌ها را هم حفظ هستند و با ما در کنسرت همراهی می‌کنند.
 

  • * همراهی مردم که واقعاً به شکل اغراق‌آمیزی در آخرین کنسرت شما وجود داشت و با اینکه دو هفته از انتشار آلبوم گذشته بود، برخی جاها اصلاً نیازی به خواندن بهزاد نبود! اما در مقابل، افراد زیادی هنوز نتوانسته‌اند اشعار آلبوم‌های قبلی شما را به این خوبی حفظ شوند.

بهزاد: بله، من در آخرین کنسرت، واقعاً در بعضی قسمت‌ها نمی‌خواندم و صدای مردم کاملاً غالب بود. مثلاً خواندن شعر «پپرونی» واقعاً کار سختی است و بچه‌های خود ما هنوز به‌طور کامل آن را حفظ نیستند؛ اما مردم تمام آن را با ما همراهی کردند و بار دومی که این قطعه را اجرا کردیم، من دیگر نخواندم.
 
کیارش: البته این را هم بگویم که به جز بچه‌های خودمان، خواننده هم هنوز کلی از ترک‌های آلبوم را حفظ نیست ولی مردم همه آنها را حفظ بودند! (می‌خندند)
 
بهزاد: زمان کنسرت تمام مدت با خودم می‌گفتم کاش وِرس‌های قطعه «مردمی» را فراموش نکنم؛ چون کورس که راحت است. اما زمان اجرای این قطعه که رسید، ورس‌ها را به راحتی خواندم و کورس را یادم رفت! البته فراموش نکنید که اولین اجرای زنده این آلبوم بود و به لحاظ نوازندگی هم خیلی شش‌دانگ نبودیم.
 

  • * بازخورد قطعات این آلبوم در فضای مجازی هم جالب بود. «گذشتن و رفتن پیوسته» و «پپرونی» پرمخاطب‌ترین بودند و قطعه «تا کی؟» که بیشتر شبیه بمرانی سال‌های گذشته است، جزء قطعاتی بود که کمترین مخاطب را داشت.

کیارش: یک مثال نقیضه برای این حرف هم وجود دارد. ساختار موزیک «تا کی؟» و «گیسو» شدیداً شبیه هم است؛ اما «گیسو» اصلاً کم‌مخاطب نبوده. قطعه «تاکی؟» در همان زمانِ آلبوم «مخرج مشترک» ساخته شد و در فضای ذهنی این آلبوم نبوده، اما قطعه‌ای است که برای این آلبوم قابل قبول بود. به نظر من این اتفاق به دلیل ساختار موسیقی آن نیست و تأثیر شعر در این جریان بیشتر بوده است.
 

  • * خب قطعه «گیسو» که کاور یکی از قطعات قدیمی است.

کیارش: افراد کمی ورژن اصلی این قطعه را شنیده‌اند.
 
جهان: من شخصاً معتقدم که یک تعداد از ترک‌ها را باید در خلوت گوش کرد و یک تعداد هم برای کنسرت هستند که «تا کی؟» هم جزء دسته دوم محسوب می‌شود و در کنسرت‌ها خیلی برای مردم جذاب است.
 
بهزاد: البته این را بگویم که حفظ کردن شعر «تا کی؟» هم واقعاً کار سختی است و فکر می‌کنم اولین تجربه شعر گروهی‌مان هم بوده است.
 

  • * اتفاقاً یکی از خصوصیات آلبوم «گذشتن و رفتن پیوسته» این است که قطعاتش بر خلاف اغلب آثارتان، صرفاً برای کنسرت ساخته نشده و آدم‌ها می‌توانند آن را در ماشین یا خلوت خودشان هم گوش کنند. فکر می‌کنم همین موضوع یکی از دلایلی بود که افراد بیشتری توانستند با آلبوم شما ارتباط برقرار کنند.

کیارش: صورت مسأله این بود که وقتی ما می‌خواستیم این آلبوم را بسازیم، متوجه بودیم که قرار است آلبوم، پخش سوپرمارکتی هم داشته باشد. اما اصلاً این‌طور نبوده که ما باید موسیقی پاپ تولید کنیم و شاید یکی از دلایل آن، این باشد که ما برخلاف آلبوم قبل، قطعات این آلبوم را بیشتر در فضای استودیو ساختیم تا اینکه فقط با گروه‌نوازی به نتیجه مطلوب برسیم.
 
بهزاد: البته خود تهیه‌کننده هم خیلی در این رابطه به ما کمک کرد. مثلاً قطعه «تنهای تنها» را او دوباره زنده کرد.
 

  • * حالا که حرف از تهیه‌کننده شد، می‌خواهم درباره نوع تعامل‌تان با هم در این آلبوم بپرسم.

جهان: به نظر من از زمانی که ما استارت این آلبوم را زدیم، احسان رسول‌اف وارد فضایی شد که واقعاً نقش یک پرودیوسر را اجرا کند و نه فقط یک مدیر، برنامه‌گذار یا سرمایه‌گذار صِرف. می‌توان گفت که احسان عضو ششم گروه بمرانی بود. اصلاً شغل تهیه‌کنندگی در تمام دنیا این است که برای خروجی بهتر اثر نظر بدهند؛ چون آنها قرار است آن محصول را در آینده پرزنت کنند و بفروشند.
 

  • * در مصاحبه‌ای که برای اولین آلبوم‌تان با شما داشتم، گفتید قطعاتی که می‌سازید، مجموعه‌ای از علاقه‌مندی‌های شنیداری شما است. با این حساب و با توجه به فضای کلی قطعه «مردمی»، فکر می‌کنم باید به گروه «۱۲۷» هم علاقه داشته باشید.

جهان: خیلی زیاد. ما اصلاً می‌خواستیم این قطعه را به گروه «۱۲۷» تقدیم کنیم.
 
آرش: به نظرم این گروه در تلفیق شعر و موسیقی، یک نمونه کم‌نظیر است. من برای کلام قطعه «مردمی» تحت تأثیر این گروه بودم و با حذف بخش‌های عاشقانه آن، می‌توان شعرش را با این گروه مقایسه کرد. اشعار این گروه چند لایه است و برداشت‌های متفاوتی می‌توان از آن کرد. حالا نمی‌دانم ما توانسته‌ایم در این قطعه این کار را انجام دهیم یا نه، اما کتمان نمی‌کنم که از آنها تأثیر گرفته‌ام.
 

  • * موضوع دیگر که دوست دارم در بخش پایانی گفت‌وگو راجع به آن صحبت کنیم، داشتن استودیوی شخصی و محلی برای تمرین است. فکر می‌کنم برای آلبوم قبلی استودیو نداشتید. می‌خواهم بدانم اضافه شدن استودیو و محل تمرین، آیا در خروجی کار شما تأثیر داشته است؟

بهزاد: خیلی زیاد. اصلاً آلبوم، مدیون این قضیه است. ما در استودیوی خودمان تمرین کردیم و هشتاد درصد این آلبوم را هم همین‌جا ضبط کردیم. من شاید بارها یک قطعه را خواندم تا بالاخره راضی شدم اما در یک استودیوی اجاره‌ای معمولاً این اتفاق نمی‌افتد. ما در پروسه تولید این آلبوم، از این نظر خیلی راحت‌تر بودیم و این‌طوری برخی هزینه‌هایمان هم کاهش پیدا کرد.
 
جهان: اصلاً ما چند ماهی در استودیوی خودمان خیمه زدیم تا این آلبوم به سرانجام رسید.
 

  • * گویا پروژه جدیدی را استارت زده‌اید. درست است؟

آرش: مشغول کار روی نمایش «رویای شب نیمه تابستان» مصطفی کوشکی هستیم.
 
کیارش: از روز اولی که قرار بود تئاتر «کوشکی» روی صحنه برود، با ما برای ساخت موسیقی آن صحبت شد که آن زمان به دلیل فشرده بودن شرایط کاری، این اتفاق میسر نشد. بعد از انتشار آلبوم، دوباره این پیشنهاد به ما داده شد که این‌بار توانستیم به این پروژه بپیوندیم و از این هفته قرار است حدوداً یک ماه با آنها در مجموعه تئاتر مستقل تهران همراهی کنیم. البته به واسطه حضور ما، یک‌سری قسمت‌های نمایشی هم به آن اضافه شده و مثل تجربه‌ای که در نمایش «ننه‌دلاور» داشتیم، بعد از مدت‌ها دوباره به عنوان نوازنده-بازیگر در این نمایش حضور خواهیم داشت.

[ad_2]

لینک منبع

Likes0Dislikes0

[ad_1]

آلبوم مشترک هوشیار خیام و میلاد محمدی منتشر می‌شود

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- «هوشیار خیام» و «میلاد محمدی» با همکاری یکدیگر آلبوم مشترک پیانو و تار را به عنوان نخستین آلبومی که هم‌نشینی جدی این دو ساز در آن شنیده می‌شود را قبل از پاپان سال منتشر خواهند کرد. این اثر دارای فضایی انتزاعی است و در آن از کلیشه‌های رایج دوری شده است.
 
این اثر مدت‌هاست که آماده‌ی انتشار است تا سرانجام طی هفته‌های آتی به بازار عرضه خواهد شد. پیش از این تجربه‌هایی در این خصوص انجام شده است؛ اما در این اثر، دو آهنگساز تلاش کرده‌اند تا هیچ کدام از موسیقی‌ها به نفع دیگری سانسور نشود. موسیقی ایران و موسیقی کلاسیک در این اثر، هر دو به سمت هدف و بیانِ مشخصی حرکت می‌کنند؛ بدون آنکه استقلال خود را از دست بدهند.
 
کل اثر به صورت بداهه‌نوازی شکل گرفته و فضای کلی کار تجربه‌ای تازه است و به همین علت صدادهی متفاوتی نیز در آن شنیده می‌شود.
 
«هوشیار خیام»، نوازنده‌ی پیانو و از جمله آهنگسازان پیشرو معاصر است و آثاری چون «کویری»- تکنوازی پیانو- ،«شیشه رنگی»- برای پیانو و ارکستر زهی- «موسیقی آوازی غبار»،‌ »ستاره‌ها» و آثار سمفونیک و الکترو آکوستیک را در کارنامه خود دارد . میلاد محمدی نیز آثاری چون «سایه» -سه نوازی تار-  و «دگر» – تکنوازی تار و تمبک-  را در کارنامه‌ی خود دارد. او با خوانندگانی چون همایون شجریان و محمد معتمدی همکاری داشته است و هم‌اکنون،‌علیرضا قربانی را در تور جهانی آلبوم «سودایی» به آهنگسازی سامان صمیمی که به تازگی در اروپا منتشر شده است، همراهی می‌کند.

[ad_2]

لینک منبع

Likes0Dislikes0

سامی یوسف: آقای ترامپ شما خطرناکید، نه مسلمانان

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵

[ad_1]

چهره‌های موسیقی علیه رییس جمهور جدید امریکا

سامی یوسف: آقای ترامپ شما خطرناکید، نه مسلمانان

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- دو هفته‌ای است که «دونالد ترامپ» میهمان جدید کاخ سفید است و به عنوان چهل‌وپنجمین رییس‌جمهور امریکا فعالیت خود را آغاز کرده است. جهان اما هنوز از این شوک بیرون نیامده و اقدامات عجیب -و به قول «شهاب حسینی» نمرود گونه‌اش- دامنه این شوک را افزایش داده است. او از همان ابتدا محبوب جامعه هنری و روشنفکری سرزمین خودش و دنیا نبود. در این میان اهالی موسیقی نیز از سرسخت‌ترین مخالفانش بودند، به طوری‌که بسیاری از آنان حاضر به اجرای برنامه‌ در مراسم تحلیف او نشدند و پیش از آن نیز کمپین‌های بسیاری تشکیل دادند تا به قول خودشان با شکست دادن «ترامپ» و ایدئولوژی‌های نفرت‌انگیز‌ او، قسمت خوب تاریخ محقق شود. این مخالفت‌ها به اندازه‌ای بود که زمان انتخابات، چهره‌ها و گروه‌هایی چون رولینگ استونز، ادل، ایرو اسمیت و نیل یانگ از او خواستند تا از پخش آهنگ‌های آنها در گردهمایی‌های خود و برای به هیجان آوردن شرکت‌کنندگان، جلوگیری کند. حالا اما آب روی زمین ریخته شده و «ترامپ» رییس‌جمهور شده و در اولین اقدامات عجیب و غریبش، ورود مسلمانان هفت کشور را به امریکا ممنوع کرده است.
 
در همین رابطه «سامی یوسف» -‌خواننده ایرانی تبار انگلستان- در نامه‌ای سرگشاده، به این مساله واکنش نشان داده و نوشته با یک امضا از روی بی ملاحظگی روی تکه‌ای از کاغذ، رییس‌جمهور امریکا نشان داده است که بیش از هر کسی، خودش برای امریکا یک خطر بزرگ است.
 
«سامی یوسف» تهیه‌کننده، آهنگساز، ترانه‌سرا و خواننده ایرانی ساکن بریتانیا، در‌آثارش همواره توجه ویژه‌ای به مضامین اسلامی دارد و مجله‌ تایم آمریکا از او به عنوان «بزرگ‌ترین ستارهٔ پاپ اسلام» یاد کرده و از سوی مجله گاردین انگلستان «ستاره پاپ مقدس» معرفی شده است. این ستاره، مثل خیلی‌های دیگر از این اقدامات ناراضی و عصبانی است و برای همین نوشته: «من یک مسلمان و یک غربی هستم. من در خاورمیانه متولد شدم و در کودکی همراه با خانواده‌ام به انگلستان آمدم. در آن‌جا با ارزش‌های مثبتی که بین فرهنگ غرب و دین من مشترک بود، بزرگ شدم: برابری، آزادی دین، آزادی بیان، شمولیت، احترام به تنوع فرهنگی و توجه به افرادی که کمتر خوشبخت هستند. من با آن ارزش‌ها شکل گرفتم؛ آن‌ها ارزش‌های من هستند. به عنوان یک مسلمان که در غرب زندگی و کار می‌کند، هرگز نیش تبعیض را حس نکردم، هرگز احساس نکردم که کنار گذاشته شده‌ام. تا الان.»‌
 
او فرمان ترامپ را امضایی از روی بی‌ملاحظگی روی تکه‌ای از کاغذ می‌داند: «دونالد ترامپ، رهبر قدرتمندترین کشور غربی، فرمان داده که مسلمانان -لااقل بخشی از آنان- نه تنها «دیگری» هستند، بلکه بسیار خطرناکند. به‌طوری که اجازه ورود آن‌ها به ایالات متحده، روش زندگی آمریکایی را به خطر می‌اندازد. من موافق نیستم رئیس‌جمهور ترامپ! این شما هستید که آن را در معرض خطر قرار می‌دهید. شما با لفاظی‌های خود از زمانی که به عرصه سیاست قدم گذاشتید این کار را کرده‌اید و اکنون که قدرت واقعی دارید نیز با فرمان خود چنین می‌کنید.»
 
او همچنین آورده: «شما می‌توانید سعی کنید که مطبوعات را ساکت کنید، مهاجران را بیرون نگه دارید، نام مسلمانانی را که اکنون در ایالات متحده هستند ثبت کنید و مانع از ورود آن‌هایی که در خارج هستند شوید، یا خدمات بهداشتی را از شهروندان خود بگیرید، اما نمی‌توانید ارزش‌های محبوب غربی را از قلب‌های آن‌هایی که دوستدارشان هستند خارج کنید. به میلیون‌ها نفری بنگرید که روز بعد از به قدرت رسیدن شما در سراسر جهان برای این ارزش‌ها تظاهرات کردند. به فرودگاه‌های سرتاسر ایالات متحده در هفته گذشته بنگرید که در آن‌ها تازه‌واردهای خارجی با تشویق و آواز و فریادهای «به خانه خوش آمدید» مورد استقبال قرار گرفتند. بله، تابلوهای بزرگی که بار دیگر اطمینان می‌دادند: «ترامپ آمریکا نیست و اما هم‌کیشان مسلمان من در بخش‌های دیگر جهان، به ویژه در اروپا، چه باید بکنند؟ آیا ما می‌توانیم فقط بنشینیم و با آمیزه‌ای از ترس و سرگرمی نظاره‌گر چیزی باشیم که در آمریکا اتفاق می‌افتد؟ خیر. اکنون زمان اقدام است، زمان این‌که خودمان درباره کشور خود بیاموزیم. این‌که چگونه عمل می‌کند، تاریخ آن. اکنون زمان سخن گفتن است، زمان امضای طومارها، راهپیمایی برای دفاع از ارزش‌هایی که مردمان باوجدان آن‌ها را گرامی می‌دارند، زمان رأی دادن در تمام انتخابات‌ها در حداقلی‌ترین شکل و در صورت امکان، سازمان‌دهی و تبدیل شدن به یک رهبر. تلاش برای رفتار توأم با شرافت و عدالت، ما می‌توانیم با جوهر دین خود هدایت شویم چرا که دین ما عشق به پروردگار و همسایه را به ما می‌آموزد؛ آموزه‌ای که در کانون توجه مسیحیت و یهودیت نیز قرار داد. ممکن است تکرار پدیده عجیب رئیس‌جمهور ترامپ در کشور شما، مضحک و غیرممکن به نظر برسد، اما به یاد داشته باشید که این پدیده در ایالات متحده نیز غیرممکن به نظر می‌رسید، تا این‌که خیلی دیر شد. اگر می‌خواهید از آن‌چه در کشور شما ارزشمند است محافظت کنید از اتفاقی که در آن‌جا افتاد درس بگیرید و اقدام کنید.»‌
 
او همچنین در ادامه نامه خود آورده: «ما با انتخابات آمریکا دیدیم که بی‌تفاوتی و بی‌حسی می‌تواند تبعات ویرانگری داشته باشد. اما طی چند روز، صحنه به طرز چشمگیری تغییر کرده است. اکنون ما شاهد انفعال در برابر بی‌عدالتی نیستیم؛ ما شاهد به هم پیوستن مردم با همه ادیان و نژادها و سنین هستیم، مردمی که یکدیگر را نه به‌رغم تفاوت‌هایشان، بلکه به خاطر تفاوت‌هایشان می‌پذیرند. ما شاهد یک واکنش سریع و شدید به تهدید علیه ارزش‌های اصیلی هستیم که من به عنوان بخشی از میراث اسلامی انگلیسی خود اندوخته‌ام؛ میراثی که در تمام ادیان مشترک است. در ده روز اخیر یک بیداری ایجاد شده و در فرودگاه‌ها و خیابان‌های آمریکا و سراسر جهان میلیون‌ها نفر از مردم به روشنی اعلام کرده‌اند که این ارزش‌ها زنده‌اند و پایمال یا تسلیم زور نخواهند شد. جهان عکس‌العمل نشان داده، زیرا آنچه در معرض خطر قرار گرفته ارزش‌هایی نیستند که فقط در قانون اساسی ایالات متحده پایه‌گذاری شده باشند؛ بلکه این ارزش‌ها در درونی‌ترین تار و پود چیزی که من معتقدم ما را انسان می‌کند، محترم شمرده شده‌اند. امروز ما مسلمانان غربی به تنهایی برای پذیرش و درک متقابل مبارزه نمی‌کنیم. ما توسط بسیاری از مردمان اطراف خود در جامعه پذیرفته و بالا برده شده‌ایم. و این همان غربی است که من می‌خواهم بخشی از آن باشم.»
 
اما همچنان، مخالفت‌ها توسط خود موزیسین‌های غربی و امریکایی هم با «ترامپ» ادامه دارد؛ برای مثال «مدونا» -خواننده‌ موسیقی پاپ- که در این روزها در جمع تظاهرات صدها هزار نفری مخالفان ترامپ در شهر واشنگتن حاضر شده و علیه او سخنرانی کرده و حتی موسیقی اجرا کرده بود؛ چنان مخالف سیاست‌های «ترامپ» است که در اظهارنظری گفته دلم می‌خواهد کاخ سفید را منفجر کنم. «ترامپ» هم در گفت و گویی با فاکس و شان هانیتی،‌ مدونا را خواننده ای چندش‌آور توصیف کرد.
 
همچنین «کرک همت» گیتاریست گروه متالیکا، مردم آمریکا را به دفاع از دموکراسی و جلوگیری از قتل‌عام آمریکا دعوت کرد و در صفحه شخصی‌اش نوشت:‌ «صحبت‌های روز معارفه ترامپ و اینکه آمریکا را در اولویت قرار دهیم، مرا به یاد یک سری از صحبت‌هایی که در دهه ۱۹۳۰ در آلمان و همچنین ۱۹۴۰ در روسیه بیان می‌شد، انداخت. گوش به زنگ باشید مردم! برای شور و با هم بودن و حقیقت ایستادگی کنید. نگذارید که سیستم دولت ما را از هم جدا کند تا بتواند از لحاظ احساسی ما را کنترل کند.»
 
«لارس اولریچ» درامر و از دیگر اعضای متالیکا نیز مخالفت خود با ترامپ را علنی کرده و در اکتبر ۲۰۱۶ اعلام کرده بود که اگر ترامپ رئیس جمهور شود، او ممکن است به دانمارک، کشور مادری‌اش برگردد. همان زمان، کمپین «۳۰ روز، ۳۰ ترانه» هم راه افتاد و هنرمندان سرشناسی چون «فرانتس فردیناند» اسکاتلندی، «ایمی‌من» آمریکایی یا گروه آمریکایی «دث‌کب‌فور‌کیوتی» در آن حضور یافته و از ترامپ به عنوان فردی عوام‌فریب، جنگ‌طلب و دروغ‌گو نام بردند.

[ad_2]

لینک منبع

Likes0Dislikes0

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- تصاویری هستند از بهمن ۵۷ که برای تاریخ می ماند، از قابی که امام(ره) را در حال پایین آمدن از پله های هواپیما نشان می دهد گرفته تا تصویری از بنیان گذار انقلاب که روی صندلی چوبی در بهشت زهرا نشسته است و دو نوجوان در کنارش ایستاده اند و قرآن می خوانند.

بعدها معلوم شد که یکی از این دو نوجوانی که در کنار امام (ره) در بهشت زهرا ایستاده است و ماخوذ به حیا در حال قرائت قرآن است بعدها یکی از مشهورترین خواننده های پاپ ایران می شود.
رواین خود محمد اصفهانی از دوازدهم بهمن ۵۷ شنیدنی تر و البته دست اول است . « جد پدری من مرحوم وحید دستگردی است. ایشان با مرحوم شهریار، مرحوم عبرت نایینی، قمرالملوک وزیری و عبدالحسین خان شهنازی در انجمن ادبی حکیم نظامی بودند و جلسات شعر و.. داشته اند.
پدرم استاندار اصفهان بود و در مدرسه علوی درس می خواندم. در آن زمان در مسابقات قرآن مدرسه علوی همیشه مقام می آوردم. نزدیک انقلاب من را به عنوان جوان برگزیده برای مسابقات قرانی به کویت اعزام کردند.
در مدرسه علوی قاری رتبه اول بودم. اقای ساعتچی هم در مدرسه نیکان نفر اول قرائت بودند.
در زمان ورود حضرت امام (ره) شب قبل ما را به مدرسه رفاه بردند. مادرم به شدت نگران بود. می گفت: اگر فرودگاه را با بمب بزنند.. با کلی استرس وارد مدرسه رفاه شدیم. مرحوم شهید بهشتی در مدرسه رفاه بودند ایشان تعیین کرد که من در فرودگاه قرآن بخوانم و آقای ساعتچی در بهشت زهرا قرآن بخواند.
ایشان حتی آیات منتخبی را از قران جدا کردن و دستور دادند این آیات خوانده شود.من مادرم خیلی مخالف بودند خواننده بشوم. می گفت برو دکتر بشو. مادرم معتقد بود هنرمندان شرایط خوبی ندارند و البته نگران فامیلی واعظی هم بود! اما با وساطت و کمک استاد فریدون شهبازیان بالاخره از قرآن خواندن در فرودگاه و برای حضرت امام (ره) موفق شدم وارد عرصه موسیقی شوم.

 

[ad_2]

لینک منبع

Likes0Dislikes0

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- «علیرضا عصار» هفته گذشته پس از ۶ سال بار دیگر روی صحنه رفت و به همت موسسه «آوای هنر» به مدیریت «محمد جلیل‌پور» طی چهار شب (از ۵ تا ۸ بهمن ۱۳۹۵) به اجرای زنده پرداخت. این کنسرت که به دلیل استقبال هواداران عصار، چند بار تمدید شد، خاطره اجراهای پرتعداد این خواننده در سال‌های پایانی دهه ۸۰ را زنده کرد. او در گفت‌وگویی که در حاشیه کنسرتش صورت گرفت، از حس و حال بازگشت به صحنه و از وفاداری مخاطبینش سخن گفته است.
 

  • * شما در سال‌های گذشته با برگزاری ۲۴ سانس اجرای پیاپی، در این زمینه رکورددار بودید. اما وقفه‌ی ۶ ساله‌ای ایجاد شد و حال بار دیگر به صحنه برگشته‌اید. آیا پیش از برگزاری این کنسرت‌ها، از این نگران نبودید که شاید استقبال مخاطبین مثل سابق نباشد؟ هرچند دیدیم که در عمل این‌طور نشد.

شاید اگر الان من بگویم نه، از نظر شما اغراق به نظر برسد، اما واقعیت این است که اگر جای من بودید همین فکر را می‌کردید. طی این سال‌ها، ارتباط بین من و مخاطبینم حفظ شده بود. احساس می‌کردم هنوز هم یک رشته‌ی ارتباط عاطفی بینمان هست و حالا زمان خوبی برای گفتن این جمله است که من از صمیم قلبم به مخاطبینم افتخار می‌کنم و همیشه، از روزی که شروع به کار کردم، مایه سربلندی من بوده‌اند.
 

  • * مواجه شدن دوباره با مخاطبین پس از ۶ سال چه حسی داشت؟

بیان کردن این حس با کلمات واقعاً خیلی سخت است. اما آمیزه‌ای از غرور، لذت و افتخار به داشتن چنین مخاطبینی است که حس شگفت‌انگیزی است.
 

  • * مخاطبین شما پس از بازگشت دوباره‌تان منتظر انتشار آثار جدید هستند. آلبومتان کی منتشر خواهد شد؟

مشغول جمع‌آوری آثار هستیم. تعدادی از ‌‌آن‌ها آماده شده، تعدادی در حال ساخت هستند و تعدادی نیز قرار است که ساخته شوند. یکی دو نمونه از کارهای جدید را در این کنسرت‌ها اجرا کردیم که خوشبحتانه هم در سالن و هم بیرون از آن و در فضای مجازی بازتاب خوبی داشته است.
 

  • * زمانی برای انتشار آلبومتان در نظر گرفته‌اید؟

راستش من به بدقولی در این زمینه مشهور هستم و بهتر است دیگر زمانی اعلام نکنم! اما همه سعیم را می‌کنم که هرچه زودتر آثار را منتشر کنم. اگر مجموعه‌ی راضی‌کننده‌ای شود آن را تا پایان سال منتشر می‌کنم اما اگر حس کنم لازم است تغییری صورت بگیرد، انتشار آلبوم را به سال آینده موکول خواهم کرد.
 

  • * اتفاق جالبی که در کنسرت اخیر شما افتاد، حضور یک خواننده‌ جوان (امید نعمتی) روی استیج و هم‌خوانی او در قطعه «ای عاشقان» بود. در موسیقیِ ما کمتر پیش می‌آید که یک خواننده باسابقه چنین کاری کند. چه شد که این اتفاق افتاد؟

من به طور خاص «امید» را نمی‌شناختم و دورادور با گروه «پالت» آشنا بودم. از طرف دوستان مشترکمان به من پیشنهاد شد و خیلی هم دیر به ما ملحق شد؛ اما دیدم صدای خوبی دارد و پسر هنرمند و خوش‌اخلاقی است و بسیار زود ارتباط لازم بینمان برقرار شد.
 

  • * به نظرتان در سال‌های اخیر بازار موسیقی چه شرایطی داشته؟ رشد کرده یا عقب‌گرد؟

از نظر کمّی که رشد داشته‌ایم و به نظر من خوب است. فکر می‌کنم اساساً این‌که افرادی به دیگران بگویند که شما نخوانید چون صدایتان خوب نیست، بدعت تازه‌ای است و این چیزی است که مردم باید درباره آن نظر بدهند. در زمان ما از خواننده‌ها تست صدا گرفته می‌شد، اما امروز خوشبختانه اینطور نیست. از طرفی فضای مجازی به خوانندگان جوان کمک می‌کند کارشان سریع‌تر شنیده شود. خیلی از قطعات هیتی که در سال‌های اخیر شنیده شده، اثر بچه‌هایی بوده که در ابتدا رسماً مشغول فعالیت نبودند ولی بسیار بااستعداد بودند و موسیقی‌های خوبی تولید کرده‌اند که مورد توجه مردم قرار گرفته و به نظرم این روند طبیعی است.
 

  • * برنامه‌ای برای اجرای کنسرت در شهرستان هم دارید؟

بله، حتماً. برنامه آینده ما، برگزاری تور کنسرت در سراسر کشور است که باید زمان‌بندی آن صورت بگیرد.
 

*****

«پویا نیک‌پور» موزیسین باسابقه‌ای که رهبری ارکستر علیرضا عصار را بر عهده دارد، درباره دلیل استقبال مجدد مخاطبین از کنسرت این خواننده گفت: «دلیل ماندگاری علیرضا عصار و این‌که همچنان پس از سال‌ها، از کنسرت او استقبال می‌شود این است که کسی که خودش مبدع است و در ارائه‌ی کارِ با اصالت خلاقیت داشته، همیشه طرفداران خودش را دارد و حضور مجددش خبر خوبی برای جامعه موسیقی است.»
 
«دارا دارایی» نوازنده سرشناس گیتار بیس ارکستر علیرضا عصار نیز در حاشیه این کنسرت گفت: «پویا نیک‌پور که از دوستان عزیز من است برای دور جدید کنسرت‌های علیرضا عصار از من دعوت کرد و من هم با کمال میل قبول کردم. بسیار خوشحالم که در این ترکیب در کنار همایون نصیری، آرش پژندمقدم و نوازندگان خوب دیگر هستم.»

دارایی با اشاره به حضور چشمگیر هواداران عصار در کنسرتش گفت: «علیرضا عصار همیشه مخاطبین خاصش را داشته و طیف خاصی آثارش را دنبال می‌کنند. این طیف شاید هیچ جایگزینی در این سال‌ها برای علیرضا نداشتند و همین باعث شده که بعد از سال‌ها کنسرت او با استقبال قابل توجهی روبرو شود.»

[ad_2]

لینک منبع

Likes0Dislikes0

انگار واقعیت دارد

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۵

[ad_1]


[ آرش افشار – منتقد ]

از اولین روزهایی که آلبوم نخست کاکوبند به نام «دعوت» منتشر شد، این سؤال برای بسیاری از شنوندگان آن وجود داشت که مگر تولید اثری در این حدود و با این کیفیت در ایران ممکن است؟ پاسخ این بود که بله! سلیقه، دقت و وسواس -البته در کنار دانش و مهارت کافی- می‌تواند به خروجی استاندارد منتهی شود و فراتر از آن، یک اثر موسیقایی داخلی با رعایت معیارهای جهانی، برای مخاطب غیرایرانی هم قابل شنیدن خواهد بود.
 
اما سؤال دیگر این بود که «دعوت» که سال‌ها وقت صرف آن شده تا به این کیفیت برسد، در اجرای زنده چگونه خواهد بود و آیا «کاکوبند» روی صحنه هم می‌تواند پاسخ‌گوی ذوق سخت‌پسندانی باشد که اجرای استودیویی از شکاف‌های ریز غربال‌شان گذشته است؟
 
این نوشته در واقع پاسخی به این سؤال است و البته جواب آن هم قاطع است و کوتاه: بله!
 
آن‌چه در کنسرت کاکوبند می‌بینید و می‌شنوید، ممکن است به‌نظرتان غیرقابل‌باور بیاید. حتی ممکن است یک لحظه تردید کنید که آیا واقعاً روی یکی از صندلی‌های سالن میلاد نمایشگاه نشسته‌ا‌ید که کنسرت‌های پیش از این هم در آن برگزار شده‌ است؟
 
اما همه‌چیز واقعیت دارد. در همین سالن می‌شود چنین کیفیت صدایی را تجربه کرد. می‌شود نورپردازی حرفه‌ای و درست و در تطبیق کامل با موسیقی را دید. می‌شود با تصویرهایی در پس‌زمینه‌ مواجه شد که بسیار هوشمندانه و با بهترین وضعیت کیفی، طراحی و اجرا شده‌اند و…
 
اما گذشته از نکات فنی، اجرای گروه هم چشم‌گیر است. نوازندگی و خوانندگی کاکوبند در کنسرت، نمره‌ی قبولی می‌گیرد و علاوه بر آن، آهنگ‌های این گروه قابلیت‌های ویژه‌ی خود برای اجرای زنده را به رخ می‌کشند. این وجه دیگری از کاکوبند است که لذتی مضاعف به مخاطبان‌اش می‌بخشد. همان‌طور که کاور آلبوم، تیزرها و موزیک‌ویدئوی این گروه همه نشان از فکرشدگی دارند، به‌نظر می‌رسد در زمان ساخت و پرداخت آهنگ‌ها به قابلیت‌های لازم برای اجرای زنده هم فکر شده و هم‌چنان همه‌چیز بر اساس یک برنامه‌ی مدوّن پیش می‌رود. این سرسری و اتفاقی‌نبودن، مخاطب را متوجه احترام سازندگان به گوش و هوش او می‌کند و این درست همان چیزی است که لذتی دوچندان را به او می‌دهد.
 
در طول کنسرت، حال همه خوب است و در پایان هم می‌شود رضایت را در چهره‌های مخاطبان دید. کاکوبند با استفاده از آوا، بدون آن‌که کلماتی روشن یا کلامی معنی‌دار در آن باشد، ذوق عمومی شنونده‌ی ایرانی را -که خواننده را جزئی لازم از یک قطعه‌ی موسیقی می‌پندارد- راضی نگه می‌دارد و در عین حال، هوشمندانه از انتقال پیامی مشخص یا مفاهیمی که می‌تواند مورد توافق همه نباشد، کناره می‌گیرد. تنوع حسی و ریتمی قطعات و استفاده از فضاهایی که در عین آشنایی برای مخاطبان، تازگی‌های لازم را هم دارند، عامل دیگری است که حاضران را در طول اجرا همراه و خرسند می‌کند.
 
اما توفیق کاکوبند در آلبوم «دعوت» و اجراهای زنده، پیام‌ دلگرم‌کننده‌ای هم برای دست‌اندرکاران موسیقی دارد. آن‌ها که بر خلاف جریان رایج در موسیقی ایران، به کاری جدی و سطح بالا مشغول‌اند، اغلب نگرانی‌هایی درباره‌ی ابعاد تجاری کار و استقبال مخاطبان دارند. آن‌چه برای کاکوبند اتفاق افتاد، نشان می‌دهد که با کار خوب و برنامه‌ی درست می‌شود شکل‌های بهتری از موسیقی را هم به گوش مردم رساند.

[ad_2]

لینک منبع

Likes0Dislikes0

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- اجراهای بخش سرود نخستین جشنواره جایزه بزرگ موسیقی انقلاب اسلامی طی روزهای ۱۳ تا ۱۵ بهمن در تهران برگزار می‌شود. از میان آثار ارسال‌شده برای دبیرخانه این جشنواره، آثار سیزده گروه سرود انتخاب شده و قرار است این گروه‌های در روزها سیزده و چهارده بهمن در شش نقطه پایتخت اجراهای زنده پاتوقی برای مردم داشته باشند. داوری کارشناسی آثار این گروه‌ها صبح روز جمعه پانزدهم بهمن در و مراسم اختتامیه هم از ساعت ۱۸ در سالن سوره حوزه هنری برگزار می‌شود. «سید مجتبی ذبیحی»، دبیر بخش سرود نخستین جایزه بزرگ موسیقی انقلاب اسلامی، در گفتگو با خبرنگار ما ضمن اعلام این توضیحات از جزئیات مراسم اختتامیه و همچنین تقدیر از اساتید حوزه موسیقی و سرود خبر داد:

دبیر بخش سرود نخستین جایزه بزرگ موسیقی انقلاب اسلامی درباره جزئیات برگزاری این اتفاق هنری گفت:«پس از بازبینی آثاری که برای جشنواره ارسال شده بود سیزده گروه سرود برای مرحله نهایی انتخاب شدند. شش گروه بانوان و هفت گروه آقایان از سراسر کشور برای اجراهای مرحله نهایی به تهران می‌آیند. پراکندگی گروه‌هایی که انتخاب شده‌اند هم خوب است و از استان‌های خوزستان، اصفهان، خراسان رضوی، مرکزی و زنجان هستند. همچنین در بخش سرود جایزه بزرگ موسیقی انقلاب اسلامی به گروه‌های سرود مناطق محروم هم توجه ویژه‌ای داشتیم و یک گروه از منطقه «کوهستک» در بخش نهایی شرکت خواهند داشت. قرار شده گروه‌ها نهایتاً تا چهارشنبه ظهر تهران باشند و از صبح روز چهارشنبه تا پنجشنبه عصر اجراهای پاتوقی را برای گروه‌ها در نظر گرفته‌ایم. با گروه‌ها هماهنگ شده تا سرودهایی با موضوعات انقلاب و سایر موضوعات روز را آماده کنند و برای اجرا به دل مردم بروند.»

سید مجتبی ذبیحی درباره جزئیات اجراهای مردمی هم اعلام کرد:«در اجراهای پاتوقی چهارشنبه و پنجشنبه یک سامانه پیامک اعلام خواهد شد و مردم به گروه‌های سرود برگزیده رای می‌دهند. مخاطبان عزیز می‌توانند کد هر گروه را به سامانه پیامک ارسال کنند و در روز اختتامیه گروه برگزیده مردمی هم انتخاب می‌شود. همچنین قرار بود قبلاً اجراها فقط در دو نقطه باشد اما در دبیرخانه جایزه بزرگ موسیقی انقلاب اسلامی به این نتیجه رسیدیم که گروه‌ها در ۶ نقطه پایتخت اجرا داشته باشند. فرهنگسراهای ملل و رسانه و رضوان و اندیشه به همراه پارک دانشجو و دریاچه خلیج‌فارس نقاطی هستند که برای اجراهای گروه‌ها مشخص شده است. گروه‌ها در این نقاط به صورت چرخشی اجرا خواهند داشت و نهایتاً در دریاچه خلیج‌فارس یک ویژه برنامه خواهیم داشت. مساعدت دیگری که با بخش سرود جایزه بزرگ موسیقی انقلاب اسلامی شده اختصاص تریلی «سفیر آفتاب» برای حرکت گروه‌ها در سطح شهر است. این تریلی به صورت یک استیج سیار خواهد بود و به نقاط پرتردد شهر می‌رود و گروه‌ها روی این استیج چند اجرا خواهند داشت.»

او ضمن اشاره به برگزاری اختتامیه در روز جمعه، از اجرای یک سرود سیصد نفره در تالار سوره حوزه هنری خبر داد و گفت:«صبح جمعه داوری گروه‌های سرود در تالار سوره حوزه هنری انجام خواهد شد و سه نفر از کارشناسان برجسته سرود و موسیقی داوری این قسمت را انجام می‌دهند. گروه‌های سرود در چهار رده سنی آقایان و بانوان بالای پانزده سال و زیر پانزده سال انتخاب شده‌اند و در همین چهار بخش هم از برگزیده‌ها تقدیر به عمل می‌آید. اتفاق خوب دیگری که داریم این است که همه گروه‌ها با هم داوری نمی‌شوند و این داوری به تفکیک صورت می‌گیرد. به غیر از داوری کارشناسان و داوری مردمی، دو جایزه ویژه هم در این جشنواره خواهیم داشت. جایزه سال «کساء» برای انتخاب بهترین قطعه و جایزه ویژه گروه سرود مناطق محروم دو بخش ویژه‌ای هستند که در مراسم اختتامیه برگزیده‌هایشان معرفی می‌شوند. در روز جمعه از ساعت ۹ صبح داوری نهایی انجام می‌شود و سپس یک برنامه زیارتی برای گروه‌ها داریم و از ساعت ۱۸ همان روز اختتامیه ما در تالار سوره آغاز می‌شود. یکی از برنامه‌های ویژه ما برای اختتامیه این است که دویست نفری که در قالب این سیزده گروه سرود حضور دارند به همراه صد نفر از مدعوین، سروده «الله الله» آقای رضا رویگری را بخوانند. هماهنگی‌ها انجام شده و می‌خواهیم کل سالن سوره این سرود را بخوانند تا تداعی فضای حماسی اوایل انقلاب شود. تقدیر از خانواده شهدای آتش‌نشان و همچنین تقدیر از خانواده یکی از شهدای سرود در برنامه اختتامیه ما خواهد بود. از سوی دیگر قرار است برای اولین بار گروه آوازی تهران به سرپرستی «میلاد عمرانلو» در اختتامیه یک جشنواره سرود حضور داشته باشند. هدف ما این بود که گروه‌های سرود از نزدیک یک گروه حرفه‌ای را ببینند و تلاش کنند خودشان را به سطوح بالاتر برسانند. جناب آقای استاد «فریدون خشنود» که آهنگسازی و تنظیم سروده «الله الله» را انجام داده بودند در این برنامه حضور خواهند داشت و از ایشان و دو هنرمند برجسته دیگر این عرصه تقدیر به عمل خواهد آمد.»

سید مجتبی ذبیحی درباره برنامه‌هایی که پس از این جشنواره دارند هم گفت:«ما می‌خواهیم از گروه‌های سرود برگزیده نخستین جایزه بزرگ موسیقی انقلاب اسلامی پس از برگزاری این جشنواره هم حمایت کنیم. رسانه‌ها و سایت‌ها و خبرگزاری‌ها مهمترین همراه ما در برگزاری این جشنواره هستند و می‌توانند حامی گروه‌های سرود برگزیده باشند. پیشاپیش از تمامی رسانه‌هایی که در طول روزهای برگزاری این جشنواره و مراسم اختتامیه از این اتفاق مهم حمایت خواهند کرد قدردانی می‌کنم و امیدوارم که پس از جشنواره هم پیگیر وضعیت گروه‌های برگزیده باشند. البته موسسه فرهنگی هنری «کساء» پس از این جشنواره هم از آثار گروه‌های برتر حمایت می‌کند و در ساخت آثار و رسانه‌ای کردن آثارشان آنها را همراهی می‌کنیم. ما نمی‌خواهیم گروه‌های سرود پس از این جشنواره به فراموشی سپرده شوند و خودمان تمام تلاشمان را می‌کنیم تا فعالان این هنر ارزشمند بتوانند از این به بعد به شکل متفاوتی صدای خود را به گوش مخاطبان برسانند. به عنوان مثال پیش از این جشنواره برای حمایت از گروه سرود «کوهستک»، آقای «محسن طهرانی» به همراه یک تیم فیلمبرداری به آن منطقه در استان هرمزگان رفتند. از چند گروه دیگر هم در محل سکونتشان کلیپ‌هایی را ضبط کرده‌اند و انشاالله برای سایر گروه‌ها هم همین برنامه را داریم.

دبیر بخش سرود نهایتاً اعلام کرد:«با توجه به اینکه جایزه بزرگ موسیقی انقلاب اسلامی در اولین سال خود قرار دارد و نوپا است تا اکنون استقبال خوبی از سوی مردم و هنرمندان داشته‌ایم. البته متأسفانه حمایت‌های مالی از جشنواره‌های سرود کم شده است ولی لازم است از ارگان‌هایی که به ما در برگزاری این جشنواه کمک می‌کنند تشکر کنم.»

در ادامه می‌توانید اولین تیزر از نخستین جشنواره جایزه بزرگ موسیقی انقلاب اسلامی را ببینید و دانلود کنید.

[ad_2]

لینک منبع

Likes0Dislikes0

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- در آستانه تشییع پیکر آتش‌نشانان شهید واقعه تلخ پلاسکو، تک‌آهنگ «کوچ» با صدای «حجت اشرف‌زاده» منتشر شد. این اثر که با آهنگسازی و تنظیم «حمید اکبرزاده» و میکس و مسترینگ «محمد فلاحی» تولید شده، از سوی مرکز آوای انقلاب اسلامی (مأوا) تهیه شده و در اختیار مخاطبین قرار گرفته است.

به گزارش سایت { سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }تولید اثر «کوچ» از ماه‌ها قبل آغاز گردید و در آذر ماه به پایان رسید. هدف از تولید این اثر که در قالب موسیقی سوگواره قرار می گیرد، تلطیف فضای جامعه در مواجهه با حوادث ناگهانی و تلخ به وقوع پیوسته می‌باشد. به گفته‌ی روابط عمومی ماوا حجت اشرف زاده نهایت همکاری و همراهی را جهت تولید این اثر با ماوا داشته است و فارغ از کیفیت اثر کوچ، خلاقیت و همدلی این هنرمند عزیز باعث گردید اثری ماندگار تولید گردد. لازم به ذکر است، پس از وقوع حادثه تلخ پلاسکو تصمیم برآن شد تا اثر کوچ به شهدای آتش نشان تقدیم شود.

حجت اشرف‌زاده همزمان با انتشار این اثر در گفت‌وگو با «موسیقی ما» گفت: «مدت‌ها بود در فکر ساخت موسیقی سوگواره بودم، اما در فضایی متفاوت با آن‌چه پیش از این برای سوگ اجرا شده که اغلب به یک سری نغمات ایرانی برمی‌گردد. کاری که ما مدنظر داشتیم فرم دیگری دارد و با نگاه ادبی و محتوایی تولید شده و ادبیات خیلی برایمان مهم بوده است. این اثر غزل پخته و درستی دارد. چند ماه روی این کار زمان گذاشتیم و چند دوست آهنگساز رویش ملودی گذاشتند و من هم کمی در انتخاب سرسختی کردم تا در نهایت به این ملودی رسیدیم که حق مطلب در آن ادا شده است.»

اشرف‌زاده درباره آهنگساز اثر جدیدش گفت: «من و حمید اکبرزاده از حدود ۱۵ سال پیش یکدیگر را می‌شناسیم و با هم همکاری داشته‌ایم و در حال حضار فعالیت گسترده‌ای با هم داریم. او الان سرپرست ارکستر من شده و علاوه بر آن در آهنگسازی و تنظیم نیز با من همکاری می‌کند. از سویی او صدای من را خوب می‌شناسد و نغماتی که من دوست دارم مثل دشتی خراسانی که مناسب صدای من هم هست را به خوبی می‌شناسد و این نکته‌ی مهمی است. آهنگساز باید توانایی و حتی علایق خواننده‌اش را بشناسد و این باعث می‌شود خواننده هم با عشق و توان مضاعفی کار را بخواند و در نتیجه خروجی بهتر خواهد شد.»

این خواننده درباره تنظیم قطعه «کوچ» هم گفت: «برای تنظیم سعی کردیم ترکیبی از فضای الکترونیک با سازهای کلاسیک و ملودی دشتی خراسانی ارائه شود که فکر می‌کنم ترکیب این سه فضا، خروجی خوبی داشته است.»

خواننده قطعه مشهور «ماه و ماهی» درباره انتشار اثر جدیدش در آستانه تشییع پیکر آتش‌نشانان شهید گفت: «تصمیم گرفتیم در این فرصت این کار را به آتش نشانان تقدیم کنیم که این روزها از دست دادن آن‌ها بزرگترین دل‌مشغولی همه ایرانی‌ها است. قطعه «کوچ» برای سوگ از دست دادن عزیز ساخته شده و به نظرم هیچ زمانی بهتر از حالا برای انتشار آن وجود نداشت. دوستانم در موسسه «مأوا» هم در فرصتی محدود تصاویری برای آن آماده کردند که امیدوارم اثرگذاری کار را بیشتر کند.»

حجت اشرف‌زاده در پایان گفت: «تصمیم گرفتم این اثر را هم به آتش‌نشانان حاضر در حادثه ساختمان پلاسکو و هم به آتش‌نشانانی تقدیم کنم که چند سال پیش در حادثه انفجار مهیب قطار که در شهر خودم (نیشابور) اتفاق افتاد و در آن بیش از ۵۰ نفر از آتش‌نشانان به شهادت رسیدند. بسیاری از آنان دوستان و هم‌کلاسی‌های سابق خودم بودند و آن خاطره تلخ از گذشته در ذهنم مانده است.»

قطعه و موزیک ویدئوی «کوچ» با صدای «حجت اشرف‌زاده» که به تهیه‌کنندگی مرکز آوای انقلاب اسلامی (مأوا) تولید و با مجوز دفتر موسیقی و سرود صدا و سیما منتشر شده را از «تماشاخانه» سایت «موسیقی ما» بشنوید و دانلود کنید.

[ad_2]

لینک منبع

Likes0Dislikes0

اولین آلبوم «نیما علامه» ۱۳ بهمن منتشر می‌شود

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۵

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- خواننده و آهنگساز جوان موسیقی پاپ کشور، اولین آلبوم رسمی خود را در هفته جاری منتشر می‌کند.
 
به گزارش «موسیقی ما» و بنا به اعلام خانم میرزایی (مدیر اجرایی این آلبوم) «نیما علامه» که قرار بود چند روز پیش آلبوم «مبارکم باشه» را روانه بازار کند، انتشار این اثر را به روز سه‌شنبه ۱۳ بهمن -یک روز پس از مراسم تشییع پیکر آتش‌نشانان شهید واقعه پلاسکو- موکول کرد.
 
این خواننده تیزر تصویری و پوستر آلبومش را برای انتشار در اختیار سایت «موسیقی ما» قرار داده است و می‌توانید آن‌ها را مشاهده و دانلود کنید.
روتیتر: 
با موکول شدن زمان انتشار آلبوم «مبارکم باشه» به بعد از تشییع پیکر آتش‌نشانان؛
منبع: 
موسیقی ما

برچسب ها:

عکس خبر اول: 

دسته بندی مطلب:

خلاصه مطلب: 
+ دانلود تیزر تصویری و پوستر این آلبوم

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- خواننده و آهنگساز جوان موسیقی پاپ کشور، اولین آلبوم رسمی خود را در هفته جاری منتشر می‌کند. به گزارش «موسیقی ما» و بنا به اعلام خانم میرزایی (مدیر اجرایی این آلبوم) «نیما علامه» که قرار بود چند روز پیش آلبوم «مبارکم باشه» را روانه بازار کند، انتشار این اثر را به روز سه‌شنبه ۱۳ بهمن -یک روز پس از مراسم تشییع پیکر آتش‌نشانان شهید واقعه پلاسکو- موکول کرد. این خواننده تیزر تصویری و پوستر آلبومش را برای انتشار در اختیار سایت «موسیقی ما» قرار داده…

[ad_2]

لینک منبع

Likes0Dislikes0