مردی که هنرش نسبت به بزرگیِ خودش کوچک بود

[ad_1]

نکوداشت هفتادمین زادروز استاد محمدرضا لطفی در نیاوران برگزار شد

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- آیین نکوداشت هفتادمین زادروز استاد محمدرضا لطفی با عنوان «لطف ساز» به همت بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران و با همکاری مکتب خانه میرزاعبدالله، شامگاه جمعه ١٧ دی‌ماه با حضور جمعی از اساتید موسیقی، شاگردان استاد لطفی و علاقه‌مندان به این هنرمند در حالی برگزار شد که نماهنگی درباره زندگی هنری استاد لطفی نیز پخش و حاضران در این محفل فرهنگی را تحت تأثیر قرار داد.
 
در این برنامه «فرخ مظهری» – مدیر مکتب خانه میرزا عبدالله- ضمن خوش آمدگویی به حاضران پیرامون شخصیت و فعالیت های فرهنگی استاد لطفی سخن گفت: «باعث افتخار من است که در طول سال‌های طولانی و در فعالیت‌های متعدد هنری همراه استاد محمدرضا لطفی بودم و در کنار این هنرمند بزرگ حضور داشتم. به یاد می‌آورم استاد لطفی در بستر بیماری به من گفتند: من در تمام عمر تلاش کردم که هنر و موسیقی این سرزمین را حفظ و بالنده کنم، امیدوارم که این‌طور شده باشد. امروز که عشق و شور نوازندگان و هنردوستان این سرزمین را شاهد هستم، می‌توانم به او بگویم که آری، تلاشت به بار نشست.»
 
مجید درخشانی دیگر سخنران این آیین بود که در جایگاه حضور یافت و درباره‌ی رابطه خودش با استاد لطفی گفت: «من سال های آخر عمر استاد را به دلیل سهل‌انگاری‌های خودم از دست دادم، ولی می‌توانم بگویم در دورانی که در خدمت ایشان بودم بسیار از او  آموختم. از موسیقی هم که  بگذریم؛ باید بگویم از ایشان درس زندگی یاد گرفتم. اولین بار که استاد را دیدم و در حضور ایشان ساز زدم به من گفتند همه آنچه تا امروز آموختی را رها و از ابتدا شروع کن و من همین کار را کردم. شخصیت و آموزه‌های ایشان در زندگی من بسیار تاثیرگذار بود و خوشحالم که در محضر چنین مرد بزرگی حضور داشتم.»
 
در ادامه «سرود لطفی»، فرزند استاد محمدرضا لطفی طی سخنانی از حاضران و عوامل برگزاری این آیین قدردانی کرد.
 
سیدعباس سجادی مدیرعامل بنیاد آفرینش های هنری نیاوران دیگر سخنران نکوداشت هفتادمین زادروز استاد محمدرضا لطفی بود که ابتدا پیرامون شکل گیری این برنامه گفت: «این آیین به پیشنهاد و با همکاری دوستان خوبم در مکتب خانه میرزا عبدالله برگزار شد، در جلسه ای که جهت برنامه ریزی و مشورت پیرامون این برنامه داشتیم به حضور استاد سایه رسیدیم که من می‌خواهم برخی نکات مطرح شده در آن نشست را حضور شما اعلام کنم.  آقای سایه ابتدا از نخستین ملاقات خودشان با استاد لطفی خاطراتی گفتند و در ادامه  گفتند:‌ »هر کاری که از دستتان ساخته است برای این اساتید و این بزرگان انجام بدهید. اینها آدم‌های بزرگی هستند و شایسته است که در خصوص شخصیت این بزرگان چنین اقداماتی صورت گیرد.»
 
سجادی در ادامه گفت: «یادمان باشد که شخصیت‌هایی مثل لطفی بزرگ هستند و نیازی به بزرگداشت ندارند. این ما هستیم که به برگزاری چنین برنامه‌هایی نیاز داریم.  باید در این روز فکر کنیم، چرا یک نفر می‌شود لطفی و چطور به این جایگاه می‌رسد؟  خود آقای لطفی نازنین می فرمود: وقتی به شخصیت‌های هنری و فرهنگی نزدیک می‌شوید، می‌بینید که هنرشان نسبت به بزرگی خودشان و شخصیتشان کوچک است. در پایان از همه شما علاقه‌مندان و دوستداران حوزه  فرهنگ و هنر تشکر می‌کنم و می‌گویم، درود بر لطفی درود بر شما و درود بر کسانی که دل در گرو فرهنگ و هنر این کشور دارند.»
 
در ادامه برنامه «محمد سلمانی»، شاعر و غزل سرا، غزلی را به استاد لطفی تقدیم کرد که مورد استقبال حاضران قرار گرفت.
 
«علیرضا میرعلی نقی»، محقق و پژوهشگر موسیقی آخرین سخنران این برنامه بود که در خصوص سابقه ارتباط خودش با استاد لطفی گفت: «من  با وجود ۱۷-۱۸ سال سابقه آشنایی موهبت شاگردی ایشان را متاسفانه نداشتم؛ اما باید بگویم که استاد لطفی از همان ابتدای آشنایی تاثیر زیادی در تصحیح پژوهش‌ها و ذهنیت‌های ناقص بنده داشت به طوری که بسیاری از اندیشه‌های خودم را با استفاده از راهنمایی های ایشان اصلاح کردم.»
 
او در ادامه گفت: «من در تقسیم‌بندی تاریخی موسیقی ایران استاد لطفی را جزو پنج موسیقی‌دان برجسته فرهنگی تاریخ کشور می‌دانم که شاید پرکارترین و موثرترین آنها نیز بود، به دلیل استعدادهای خاصی که این هنرمند برجسته داشت. البته باید بگویم از جهت کاری  آنطور که شایسته بود شناخته نشد و خصوصا در سال‌های آخر متاسفانه در حق ایشان بسیار جفا شد که بیشتر از خامی و نادانی بود؛ اما استاد لطفی  در مقابل این برخوردها لطف و سعه صدر نشان می‌داد و باز هم تحمل می‌کرد.  باید بگویم که در طول زندگی  جز موسیقی به هیچ چیزی دلبستگی نداشت. با همه احترامی که برای همه اساتید و بزرگان قائل هستیم باید بگویم لطفی همتایی نداشت و دیگر مانند او یافت نمی‌شود.»
 
در بخش دیگری از این آیین «حمید سکوتی» با تک نوازی تار یاد و خاطره استاد لطفی را زنده کرد و در پایان نیز گروهی از شاگردان استاد لطفی با خوانندگی سجادی مهربانی قطعاتی را نواختند که حسن ختام این شب خاطره انگیز برای علاقمندان به لطف ساز ایرانی بود.

[ad_2]

لینک منبع

کنسرت مانی رهنما در تهران برگزار شد

[ad_1]

ظروف کرایه

————————-

ویزای شینگن

————————-

تور استانبول

————————-

تور تایلند | قیمت تور تایلند | تور ارزان تایلند | تور لحظه آخری تایلند

————————-

تور لحظه آخری

————————-

تور کیش

————————-

تور استانبول

————————-

رزرو هتل

————————-

دانلود آهنگ و ویدئوهای جدید

————————-

مبل

————————-

تشریفات مجالس

————————-

نور کوش آداسی

————————-

تور لحظه آخری آنتالیا | DORTINA.COM

————————-

تور لحظه آخری ترکیه | DORTINA.COM

————————-

افزایش رتبه سایت شما در نتایج جستجوی گوگل

————————-

اجاره سوئیت و ارائه خدمات اقامتی و گردشگری در کیش

————————-

اجاره سوئیت و ارائه خدمات اقامتی و گردشگری در کیش

————————-

خرید پیج اینستاگرام

————————-

متخصص ارتودنسی

————————-

رزرو هتل

————————-

خبر

————————-

ارسال اس ام اس

————————-

تدریس ساز‌های ایرانی، پاپ کلاسیک و موسیقی کودکان

————————-

تور آنتالیا

————————-

تور استانبول

————————-

تور لحظه آخری آنتالیا

————————-

تورآنتالیا

————————-

امکان مؤثری برای اطلاع‌رسانی یا تبلیغ، با هزینه‌ای کم‌تر

————————-

[ad_2]

لینک منبع

من چهره‌ام گرفته…

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- لطفی اگر زنده بود، اگر هیولای سرطان، تارنواز کهنه‌کار را به کام مرگ نمی‌کشاند، امروز هفتاد ساله می‌شد. لابد هنوز هم با آن قامت استوار و ریش‌های سفید انبوه ساعت ۷ صبح در مکتب‌‌خانه حاضر می‌شد و درس می‌داد و شاگردانش را می‌پذیرفت و گاهی هم دوستانش را می‌دید و کارهایش که طول می‌کشید، تا ساعت ۱۱ شب همان‌جا می‌ماند. پنج‌شنبه‌ها هم لابد همچنان تمرین گروهی بود.
 
لطفی اگر نمی‌مرد، برنامه‌های زیادی برای مکتب‌خانه‌اش داشت. می‌گفت آمده تا بخشی از موسیقی اصیل ایرانی را که در این سال‌ها مهجور مانده، احیا کند. می‌‌خواست دوباره با چاووش کارهای زیادی انجام دهد. می‌خواست با همسرش برود روستاهای دور، استعدادهای ناب را پیدا کند و زیر بال و پرشان را بگیرد. او گروه‌های سه‌گانه‌ی شیدا را راه‌اندازی کرده بود و البته این هم برای ذهنِ ماجراجویش کافی نبود؛ می‌گفت دوست دارد به جای سه گروه، سی‌گروه را راه‌اندازی کند. می‌گفت جمعیت ۷۰ میلیونی ایران، نیاز به گروه‌های بیشتری دارد و به تدریج گروه‌های شیدا را گسترش خواهد داد: «من کارهای مختلفی در عرصه موسیقی کردم. کارهای صددرصد سنتی، کارهایی که برای ارکستر بزرگ نوشتم، کارهای بازسازی صرف و کارهای جدید. این چند خطِ کاری را می‌توانید در زندگی موسیقایی من دنبال کنید. حالا آمدم و طبقه‌بندی کردم، یک گروه تشکیل دادم که صرفاً آثار بازسازی شده قُدما را بزنند و در این حوزه متخصص شوند. می‌خواهم با این جوانان کار کنم تا برای کارهایشان در حوزه موسیقی امیدوار شوند.»
 
زندگی کهنه‌نواز تار، زندگی پر هیجانی بود. خیلی‌ جوان بود که کارهایش آن همه سر و صدا کرد و حالا هنوز که هنوز است به آثارش که نگاه کنیم، جزو برترین کارهای موسیقی سنتی ایران است و برای ابد ماندگار. مثل نامش. مثل خیلی از اظهارنظرها و گفت‌وگوهایش. لطفی انگار در همه چیز عجله داشت، حتی در مردن. به فاصله‌ی بیماری تا مرگش نگاه کنید؟ او انگار در همه چیز عجله داشت.
 

  • هنرستان موسیقی

او در هنرستان موسیقی درس خواند، همان زمانی که استاد «حسین دهلوی»‌ که این روزها در بستر بیماری و در خانه سالمندان ساکن است، رییس هنرستان بود و شبانه‌اش را «امیر جاهد» اداره می‌کرد. دو استادی که هر کدام نگاه‌های متفاوتی به موسیقی داشتند. در هنرستان شبانه، موسیقی ایرانی و ردیف بیشتر مورد تأکید بود و در هنرستان روزانه، ارکستراسیون، هارمونی، تنظیم آثار و سازهای غربی. «محمدرضا لطفی» در شیفت روزانه درس می‌خواند، با سازهای غربی و نت‌نویسی و اندیشه‌های وزیری آشنا شد و در عین حال به دغدغه خودش هم پرداخت. او ردیف شهنازی را فراگرفت و با دقت روی آن کار کرد و همین ماجرا در تمام دوران زندگی هنری‌اش تاثیر داشت. درباره آن دوران گفته: «هنرستان یک آکادمی بود که روش آموزشی‌اش نیمه غربی بود. من با اینکه به این خط و خطوط احترام می‌گذاشتم و با این نوع موسیقی بزرگ شده بودم، ولی دلم می‌خواست که هر دوی این موسیقی‌ها وجود داشته باشد. به نظر من آن‌طور که باید، موسیقی ایرانی در فضای هنرستان جاری نبود و خیلی کم می‌دیدیم که بچه‌ها شور یا سه گاه کار کنند.»
 
او بعدها نیز به مرکز حفظ و اشاعه رفت و در دانشگاه نیز موسیقی خواند. حضور «برومند» و «صفوت»‌ در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، فرصتی بود که در اختیار لطفی و دیگرانی که در آن زمان در آن مرکز حضور داشتند، قرار گرفت؛ هر چند که لطفی بعدها با دکتر صفوت، اختلاف‌نظرهایی پیدا کرد.

بعد از استعفای «برومند» و «کمالیان» از مرکز حفظ و اشاعه، محمدرضا لطفی نیز به رادیو رفت و همراه با «هوشنگ ابتهاج» گروه شیدا را راه‌اندازی کرد. آشنایی او و «سایه» نیز خود داستان جالبی دارد. او در دانشگاه، روی شعر «بمیرید، بمیرید» آهنگی در ماهور ساخته بود که برای «جواد معروفی» می‌نوازد. استاد معروفی از این قطعه بسیار خوشش می‌آید و برای اجرا در برنامه‌ی «گل‌ها» به «سایه» می‌دهد. سایه آن قطعه را می‌شنود و از «لطفی» دعوت می‌کند تا به رادیو برود. لطفی درباره‌ی آن دوره می‌گوید: «آن زمان رادیو را دوشت نداشتم، اما بالاخره به دفتر آقای سایه رفتم ؛ آقای شهبازیان هم پشت پیانو نشسته بودند. یک کاپشن سربازی تنم بود و موهایم هم بلند بود. آقای شهبازیان اول چند نت زد و سایه گفت:« آقای معروفی خیلی از شما تعریف کردند. چرا این شعرِ مولانا را انتخاب کردید؟» گفتم این شعر را دوست داشتم. گفت: «چرا شما نوشتید بمیرید بمیرید، در این عشق بمیرید/ در این عشق چو میرید همه روح پذیرید»؟ این باید بشود:« چو مردید همه روح پذیرید» من هم با همان حالتی که داشتم گفتم نسخه خطی که من دارم نوشته:« چو میرید». دید من انقدر اخمو و بداخلاق هستم که دیگر چیزی نگفت.»
 
لطفی به رادیو که رفت، بسیاری از اهالی موسیقی را به آنجا دعوت کرد. از جمله‌ی این چهره‌ها که حالا هر کدامشان وزنه‌های موسیقی هستند می‌توان به «حسین علیزاده» و «علی اکبر شکارچی» اشاره کرد. بعدها بسیاری دیگر از اهالی موسیقی از جمله خوانندگانی چون محمدرضا شجریان و شهرام ناظری اشاره کرد. این همکاری البته در سال‌های پایانی عمر لطفی تکرار نشد، اتفاقی که در بین دیگر اساتید هم رخ نداد: «اگر واقع بینانه نگاه کنیم، شرایط عینی برای همکاری اساتید وجود ندارد.یعنی اگر ین مساله وجود داشته باشد، احتیاجی به این حرف‌ها نیست و همکاری میان بزرگان موسیقی خودش به وجود می آید. ما امروز چند کانون و انجمن مستقل موسیقی در ایران داریم؟ شرایط در آن زمان عینیت داشت و ضرورت‌ها ایجاب می کرد که بزرگان موسیقی با یکدیگر همکاری داشته باشند. حالا من نمی دانم اگر قرار باشد یک انجمن موسیقی و یا کانون موسیقی راه اندازی کنیم که بزرگان و اساتید موسیقی عضو آن باشند، اصلا امکان‌پذیر هست یا نه؟»
 
او در طول عمر حرفه‌ای خویش قطعات ماندگاری چون داروک، در این سرای بی‌کسی، به یاد عارف و … را ساخت، شاید کمتر آهنگسازی را چون لطفی بتوان این چنین دارای قطعه‌های ماندگار و زیبا دانست، در این سرای بی‌کسی را «فریدون شهبازیان» تنظیم کرد و «داروک» را فرهاد فخرالدینی. او همواره این نگرش را داشت که برای ماندگار شدن یک اثر باید تمامی عوامل آن حرفه‌ای شوند و از حضورِ دوستانش به بهترین شیوه بهره می‌برد. برای انتخاب هر شعر، ساعت‌ها با سایه بحث می‌کرد و قطعاتش را توسط آقای شهبازبان، فخرالدینی و جواد معروفی و …هارمونیزه می‌کرد. بعدها اما همراه با گروه شیدا، قطعات را به صورت تک‌صدایی اجرا می‌کرد. خودش اما درباره‌ی اقبال و ماندگاری آثارش می‌گوید:‌ « من همیشه گیرنده های حسی قوی‌ای نسبت به اطراف و مسائل جامعه دارم. به خاطر عشق به موسیقی در درجه اول و عشق به وطنم و همچنین عشق به ارزش‌های ملی،همیشه علاقه‌مند بودم که کارهایم چنین مختصاتی داشته باشد. به یقین بر کارهایی که می‌کنم، آگاه هستم و می‌دانم که چیکار می‌کنم و این کارها چه نتیجه‌ای در پی دارد. هیچوقت با ناآگاهی کار نمی‌کنم پس نهایتا می‌خواهم بگویم که فکر می‌کنم، اندیشه می‌کنم و نگاه می‌کنم که چه میزان و در کجا خلا و مشکل داریم؟ من عقیده دارم اگر هنر به‌ویژه موسیقی که مردم خیلی به آن علاقه دارند و با آن زندگی می‌کنند، خوب و باهویت باشد، در زندگی روزمره‌شان تاثیر زیادی می‌گذارد و استرس‌های کاریشان را به ویژه در کلان‌شهر تهران می‌گیرد. این است که در ‌آن دوره هم من کارها را آگاهانه می‌ساختم اما این به این به این مفهوم نبود که پشت میز بنشینم و اثر بسازم. حس من آزاد بود و اگر موسیقی در ذهن می‌آمد آن را می‌ساختم. اگر ترانه‌ای بود که نیاز به شعر داشت می‌رفتم و شاعری مثل آقای سایه را پیدا می‌کردم که شعرش را بگوید تا با نظر و اندیشه و دید من مطابقت داشته باشد و اگر شعر را انتخاب می‌کردم شعری را انتخاب می‌کردم که بار مسئولیت اجتماعی و تعهدش بالا باشد.»


کانون فرهنگی هنری چاووش در دهه ۵۰ با تلاش محمدرضا لطفی و حمایت‌های هوشنگ ابتهاج شکل گرفت. این گروه در عمری کمتر از یک دهه توانست ۱۲ آلبومی را تولید کند که به گفته بسیاری از اهالی فن، آینده موسیقی سنتی ایران را دچار تحولات بسیار کرد. اما همان‌قدر که فعالیت‌های این گروه از دیدگاه موسیقایی و سبک، شیوه اجرایی و صدادهی ارکستر اهمیت دارد، باید آن را دارای جایگاهی اجتماعی نیز دانست. کانونی که هسته اولیه‌اش با واقعه ۱۷ شهریور شکل گرفت، این نگاه را تا آخرین آثارش حفظ کرد. به طوری‌که برخی از مهم‌ترین آثار این کانون به صورت زیرزمینی و مخفیانه خلق شد. سه سرود شب‌نورد (برادر نوجوونه)، سپیده (ایران ای سرای امید) و آزادی از جمله این آثارند.
 

  • زندگی در خارج از کشور

لطفی سال‌ها در خارج از ایران زندگی می‌‌کرد. چند سالی در اروپا، چند سالی در امریکا و در آخرین سال‌هایش هم در سوییس. خودش در آخرین گفت‌وگویی که انجام داد، درباره سال‌های حضورش در خارج از ایران می‌گفت: «من خارج از کشور، زندگی آرام و خوبی داشتم. در سوییس زندگی می‌کردم، امکان آن را داشتم تا کنسرت‌هایم را اجرا کنم و به هر جای دنیا که می‌خواهم مسافرت کنم؛ اما در یک لحظه احساس کردم، موسیقی ایرانی در فرم موسیقی دستگاهی و موسیقی هنری‌اش تقریباً در حال از بین رفتن است. فکر کردم با تجربه‌ای که در این ۲۵ سال کسب کردم، به همراه تجربیات گذشته‌ام، شاید بتوانم کاری برای این نوع موسیقی کنم. به خصوص اینکه من از حضور اساتید بسیار بزرگی استفاده کرده بودم و وظیفه‌ی خودم می‌دانستم تا آن را به دیگران، به شاگردانم منتقل کنم. چون در غیر این صورت یک مشکل اساسی در روند موسیقی ایرانی به وجود می‌آید. به همین دلیل آگاهانه و در طول سه ماه تصمیم گرفتم، همه چیز را رها کنم و به ایران برگردم، حتی اسباب و وسایلم را هم جمع نکردم. خودم به ایران آمدم و گفتم بعداً برایم بفرستید.»
 
اما اصلاً چگونه است که تارنوازی چون او به خارج از ایران می‌رود؟ او اصلاً مهاجرت را انتخاب نکرده بود. رفته بود تا کنسرتی دهد و در این میان اتفاقاتی رخ داد که ناگزیرش کرد به ماندن. آن هم آهنگسازی که در جریان انقلاب، قطعات بسیاری را برای این رویداد تاریخی ساخته بود که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به قطعه‌ی «مرگ بر امریکا» اشاره کرد: «آن زمان روبروی سفارت آمریکا پاتوق همه شده بود و شب‌ها بحث می‌کردند. من با آقای سایه و آقای جواد آذر با هم دیگر جلوی سفارت قدم می‌زدیم که دیدم گروهی آمد و مانیفست خود را خواند. آن گروه یک قطعه موسیقی اجرا کردند که یک ملودی خاصی داشت. همان جا من گفتیم که این آهنگ قشنگی است و اگر کمی شعرش را بالا و پایین کنیم می‌شود از آن یک سرود درآورد. آقای آذر شعر گفتند و کمی هم مردم گفته بودند. همچنین من و آقای سایه همان ملودی را گسترش دادیم. تسخیر لانه جاسوسی واقعه بزرگی در ایران بود و شوخی هم نبود. مانیفیست چاووش اینطور بود و این حکم به ما داده شده که کارهایی که اعتقاد داریم را انجام دهیم.»
 
 

لطفی ایده‌های بلند پروازانه‌ای داشت. می‌گفت استادیوم ۱۰۰ هزار نفری آزادی را با ۶ ماه فرصت به من بدهید، من این استادیوم را برای موسیقی طوری پر می‌کنم که همه از سرتاسر ایران بیانند. می‌گفت جوان‌ها برای دریافت موسیقی ایرانی عمیق‌تر شده‌اند و اندیشه‌های آنها تصحیح شده با واقع‌بینی بیشتری به موسیقی نگاه می‌کنند. از هر ابزاری هم برای این کار استفاده می‌کرد؛ مثلا در فاصله کوتاهی از آمدنش به رادیو رفت و دو برنامه با نام‌های «سرگذشت موسیقی معاصر» و «شناخت موسیقی معاصر» را راه‌اندازی کرد و درباره بسیاری از گروه‌های موسیقی که در این سال‌ها در ایران فعال بودند، سخن گفت. از کامکارها گرفته تا علیزاده و مشکاتیان و خیلی‌های دیگر و برای هر کدام چهار تا پنج برنامه اختصاص داد و در این میان البته از خودش هیچ نگفت.
 

  • کارهای باقی مانده

لطفی قطعات زیادی دارد که هنوز منتشر نشده‌اند. مثلاً قرار بود یکی از آنان را «احمد پژمان» تنظیم کند. این تصنیف روی شعر «من چهره‌ام گرفته/ من قایقم نشسته به خشکی/ با قایقم به خشکی فریاد می‌زنم» ساخته شده است. چند تصنیف‌ هم بر اساس اشعار فروغ، شاملو، نیما و شفیعی کدکنی است: «وقتی سال ۷۳ به ایران آمدم، قرار شد آقای شهبازیان روی آن کار کند و من و آقای شجریان به ارمنستان برویم و کارهایش را انجام دهیم و میکس کنیم و نوار را بیاوریم. که متأسفانه این کار عملی نشد. هنوز هم دلم می‌خواهد که این کار در ایران ضبط شود و با اهالی موسیقی صحبت کنم و هر کدام از این چهار کار را به تنظیم‌کننده‌ها بدهم. یکی به آقای فخرالدینی یکی آقای شهبازیان یکی آقای کامکار و یا آقای پژمان که نگاه‌های مختلف داشته باشند و کار یکنواخت نشود. در نظر دارم که زودتر انجام شود که الان هم در جامعه ما نیاز به شعر نو زیاد است و من باید آن کارها را ادامه دهم. کارهایی است که می‌تواند تاثیرگذار باشد و راه هم برای بقیه باز کند.» حالا پسرش «سرود لطفی» به ایلنا گفته است:‌ » پس از فوت پدرم به دلیل مسائل قانونی؛ موسسه آوای شیدا بسته شد و پس از برطرف کردن این مشکل، حتما آثاری که قابلیت انتشار داشته باشد را عرضه می‌کنیم.»

[ad_2]

لینک منبع

حنجره‌ای که وقف سیدالشهدا بود

[ad_1]

بزرگداشت سلیم موذن‌زاده برگزار می‌شود

حنجره‌ای که وقف سیدالشهدا بود

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- آیین پاسداشت زنده‌یاد استاد سلیم موذن‌زاده اردبیلی، مداح اهل بیت (ع) در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار می‌شود
.
محسن مومنی‌شریف، رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی، در یادداشت کوتاهی به بهانه برگزاری این مراسم آورده است: «بزرگداشت زنده‌یاد استاد سلیم موذن‌زاده اردبیلی، پاسداشت بی‌قراری روحی عاشق است در پیوستن به مبدا کل زیبایی‌ها و شکوفایی‌ها؛ پاسداشت جان‌های شایق و شکفته‌ای که در حماسه عاشورا جز زیبایی و جمال ندیده‌اند و هنر خویش را وقف روایت آن عشق ناب نموده‌اند. اکنون که «مرصع‌خوان خورشید» به ملاقات یار، بار یافته است، در یادبود آن نادره دوران با حضور هنرمندان و فرهیختگان، مجلس ذکری آراسته‌ایم تا کام جان به تجرع نوای «سلیم» تازه کنیم.»

سلیم موذن‌زاده اردبیلی در سال ۱۳۱۵ در محله تازه شهر اردبیل چشم بر جهان گشود. صدای خوب در خانواده او موروثی بوده و شیخ فرج اردبیلی پدر بزرگ، شیخ کریم پدر استاد سلیم و تمام برادرانش به نام‌های شادروانان نعیم، رحیم و داوود موذن‌زاده اردبیلی از صدای بسیار خوب برخوردار بودند که همه آن‌ها از این نعمت الهی در راه ترویج مکتب اهل بیت (ع) بخصوص مناقب و مصائب چهارده معصوم (ع) و عزاداری های محرم بهره جستند. مرحوم سلیم موذن‌زاده اردبیلی بیش از ۶۰ سال از عمر خویش را صرف اجرای برنامه‌های نوحه‌خوانی و مداحی کرده بود. از او حدود دوهزار و ۵۰۰ عنوان نوار کاست و سی‌دی مربوط به برنامه‌های عزاداری و نوحه‌خوانی باقی مانده است
.
مرحوم موذن‌زاده می‌گفت که حنجره‌اش وقف حضرت سیدالشهدا (ع) است و درست نیست که از آن برای موارد دیگر استفاده کند. اعجاب و توانایی بی‌وصف در اجرای برنامه‌های گوناگون مداحی، نوحه‌خوانی، مولودخوانی، اذان و قرائت قرآن مجید از دوران نوجوانی وی را در ردیف یکی از مطرح‌ترین افراد در این رشته‌ها قرار داد. آن مرحوم به‌طور متوسط روزانه پنج ساعت از عمر خود را صرف مداحی می‌کرد و بیش از دو هزار عنوان نوار کاست مربوط به برنامه‌های او از زمان پیدایش ضبط صوت تا کنون به زبان های عربی، فارسی و آذری موجود است.

منبع: 

سایت موسیقی ما

[ad_2]

لینک منبع

موزیک‌ویدئوی «یه ساعت فکر راحت» از «بابک جهانبخش»

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- «بابک جهانبخش» پس از مدتها موزیک‌ویدئوی جدیدی منتشر کرد. این خواننده که مردادماه امسال قطعه «یه ساعت فکر راحت» را منتشر کرده بود، نسخه تصویری آن که به کارگردانی «وحید امینی» ساخته شده را در اختیار مخاطبین قرار داد. این قطعه با ترانه «محسن شیرالی»، ملودی «آصف بایرامزاده» و تنظیم «هومن آزما» تولید شده است…
روتیتر: 
از «تماشاخانه» { سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }ببینید و دانلود کنید؛

برچسب ها:

عکس خبر اول: 

دسته بندی مطلب:

خلاصه مطلب: 
{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- «بابک جهانبخش» پس از مدتها موزیک‌ویدئوی جدیدی منتشر کرد. این خواننده که مردادماه امسال قطعه «یه ساعت فکر راحت» را منتشر کرده بود، نسخه تصویری آن که به کارگردانی «وحید امینی» ساخته شده را در اختیار مخاطبین قرار داد. این قطعه با ترانه «محسن شیرالی»، ملودی «آصف بایرامزاده» و تنظیم «هومن آزما» تولید شده است…

[ad_2]

لینک منبع

حمیدرضا نوربخش: محسن کرامتی، رفعتی، جهاندار و شفیعی، چکیده و عصاره هنر آواز هستند

[ad_1]

  { سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- پنجمین نشست ماهیانه و تخصصی‌ – آموزشی «آیین آواز» در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد و چند نفر از شاگردان محسن کرامتی (خواننده، ردیف‌دان و مدرس) در این نشست معرفی شدند.

در ابتدای این برنامه علی شیرازی – کارشناس مجری برنامه – با تشکر از حمیدرضا نوربخش – رییس خانه موسیقی – که در نشست حاضر شده بود، از او خواست تا در جایگاه مخصوص بحث فنی و تئوریک قرار گیرد، شیرازی همچنین با ارائه توضیح مختصری درباره «نقش و کیفیت تنوع آوایی» از مهمان برنامه خواست تا توضیح‌های بیشتری در این‌باره بدهند.

«حمیدرضا نوربخش» نیز در این نشست گفت: «محسن کرامتی، رفعتی، جهاندار و شفیعی، چکیده و عصاره هنر آواز هستند و هریک بیش از چهار دهه در این عرضه زحمت کشیده‌اند. اصل و اساس در هنر موسیقی ملی ما، جمله و ملودی و در مرحله بعد، همه ارزش موسیقایی کار یک هنرمند به جمله‌پردازی‌های اوست. در مرحله بعدی هم تزئینات و رنگ و لعاب‌هاست که به کمک موسیقی دان می‌آید و به کارش جلوه می‌بخشد. ابتدا باید یک اسکلت داشته باشیم تا اصل بنا شکل بگیرد و بعد از رخ نمودن بنا می‌توانیم درباره تزئین و رنگ‌آمیزی صحبت کنیم. در واقع همه اهمیت یک هنرمند در موسیقی ملی ما به قدرت خلاقه او در ساختن جمله‌های موسیقایی است و به چنین کسی می‌توانیم لفظ استاد را اطلاق کنیم، یعنی کسی که قدرت بداهه‌پردازی و خلق در لحظه داشته باشد.»

«شیرازی» نیز با آوردن مثال‌ها و یاد کردن از بزرگانی مانند ادیب خوانساری، تاج اصفهانی، بنان، اقبال آذر، طاهرزاده، قمر و اشاره به قطعه آواز مثنوی بیات ترک اثر مظفر شفیعی که از طریق بلندگوی سالن پخش شد، برخی تفاوت‌ها و گوناگونی در تنوع آوایی و رنگ‌آمیزی تحریر را در کار بزرگان آواز مورد اشاره قرار داد. نوربخش هم در ادامه، ضمن اشاره به برخی مثال‌های آوازی که خودش اجرا کرد، این تفاوت‌ها را بررسی کرد. این بخش با اجرای آوازی در سه‌گاه توسط نوربخش به پایان رسید.
 
 محمود حشمت، نخستین خواننده برنامه، از میان شاگردان کرامتی، آوازش را در مایه بیات ترک خواند و در ادامه ضمن ورود به کرد بیات (از گوشه‌های مشهوری که خودش پتانسیل اجرای یک آواز مفصل را هم دارد) دوباره به مایه اولیه برگشت. صدای حشمت را یحیی علوی (سنتور) و یوحنا علوی (تمبک) همراهی کردند.

آواز داود پایروند، خواننده بعدی را که در دستگاه چهارگاه خواند، بابک موحدی با تار همراهی کرد. صدای پایروند هم جاندار، پرحجم و تا حدی روان نشان داد. شیرازی پس از اجرای این خواننده گفت: «اجرای دستگاه چهارگاه، ویژگی‌هایی را می‌طلبد که یکی از آن‌ها داشتن صدای قوی است و آقای پایروند این ویژگی را دارد.»

حجت صحرایی آوازش را به مرکب‌خوانی اختصاص داد. در این راه، علی ابراهیمی نوازنده سنتور صدای صحرایی را رنگ و جلا بخشید. ابراهیمی از شاگردان پشنگ و اردوان کامکار است. رامین شکوهیان دیگر خواننده برنامه نیز آوازش را در بیات ترک خواند. آخرین خواننده پنجمین نشست «آیین آواز» که بیشترین تشویق را در میان حاضران برانگیخت، مهدی اصغرپور بود. رامین خسروی (سه‌تار) و حامد محسن‌نژاد (نی) نوازندگان این بخش بودند.

شیرازی پس از این اجرا توضیح داد که امروز کمتر پیش می‌آید خوانندگان جوان، هنگام رفت‌وآمد از بم به اوج و بخش میانی صدا، رنگ آواز و صدای‌شان تغییر نکند؛ اما دیدیم که آقای اصغرپور با حفظ وحدت تنالیته صدایش به‌خوبی از عهده این اجرا برآمد.

در پایان برنامه اعلام شد که ششمین نشست «آیین آواز» پنجم بهمن‌ماه با حضور محمود مخدوم و شاگردانش در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد. پنجمین نشست «آیین آواز» از نظر حضور و مشارکت اهالی موسیقی به‌نوعی رکورددار بود و فرهنگسرای ارسباران شاهد حضور جمع زیادی بود.

محسن کرامتی، قاسم رفعتی، علی جهاندار، مظفر شفیعی، داود فیاضی، محمود مخدوم، امیر مداح، علیرضا حاجی‌طالب، وحید عسکریان، سبحان مهدی‌پور، علیرضا وکیلی‌منش، علی انصاری، عیسی فرزان‌راد، امیر متولی، محمدرضا جعفری، مصطفی خالقی، سیدحسن قاسمیان، اکبر فروزش، مسیح سام خانیان، مازیار عطاریان، سعید ناظمی و هوشنگ علی‌اکبری از جمله هنرمندان حاضر در این نشست بودند.

[ad_2]

لینک منبع

آخرین کنسرت علیزاده پیش از انتشار «گفتم نرو»

[ad_1]

طی ۴ سانس برگزار شد

آخرین کنسرت علیزاده پیش از انتشار «گفتم نرو»

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- آخرین سانس‌های کنسرت محمد علیزاده در تهران پیش از انتشار آلبوم جدیدش، ۱۳ و ۱۴ دی برگزار شد و با احتساب کنسرت ۱۱ دی، این هنرمند تا کنون در دی ماه ۶ سانس کنسرت در تهران برگزار کرده و ۲۲ دی در قالب جشنواره موسیقی فجر دو سانس دیگر به اجرا خوهد پرداخت.
 
به گزارش «موسیقی ما»، این خواننده ۴ سانس دیگر به همت شرکت «ایران گام» به مدیریت «صدرالدین حسین‌خانی» روی استیج سالن میلاد نمایشگاه رفت. او که در کنسرت ۱۱ دی میزبان بابک جهانبخش بود، این بار از فرزاد فرزین و حجت اشرف‌زاده میزبانی کرد.
 
مهرداد نصرتی، میلاد ترابی، لیلا بلوکات، شهاب اکبری، حمیدرضا نصرالهی، پیمان عیسی‌زاده، حامد کولیوند و یاحا کاشانی از دیگر میهمانان علیزاده در کنسرت ۱۳ و ۱۴ دی ۱۳۹۵ بودند.
 
مهرداد نصرتی (آهنگساز) در پایان این کنسرت درباره اجرای محمد علیزاده و دلایل موفقیت او به خبرنگار «موسیقی ما» گفت:
 
«خواننده طرفدارانش را قبل از کنسرت به سالن اجرایش دعوت می‌کند و شنونده‌هایی که آهنگ‌هایش را دوست دارند از آمدن به کنسرتش استقبال می‌کنند. اینجا است که ممکن است خواننده روی استیج نتواند آن‌قدر خوب باشد که به همان میزان طرفدارانش را راضی کند.
 
محمد علیزاده مردم را دوست دارد و نبض آنها را به شکل عجیبی می‌شناسد و ویژگی‌اش این است که که به خوبی می‌تواند درک کند که مردمش الان به چه آهنگی نیاز دارند. او دقیقاً همان آهنگ را طراحی می‌کند و با بهترین کیفیت و بهترین شرایط آن را روی استیج اجرا می‌کند و کاری می‌کند که مخاطب با خیال راحت از دیگران برای حضور در کنسرت‌های بعدی او دعوت کند.
 
محمد در اجرا بی‌نظیر است. در اوج گرفتگی صدایش هم حتی کوچکترین ناکوکی در صدایش دیده نمی‌شود. خیلی از آهنگ‌ها در استودیو به خوبی ضبط شده و منتشر می‌شود اما روی استیج با اقبال مواجه نمی‌شود. ولی آهنگ‌هایی که محمد می‌سازد عموماً روی استیج به خوبی اجرا می‌شود و رضایت مردم را به همراه دارد. کلماتی که در ترانه‌هایش استفاده می‌شود برگرفته از اتفاقات روزمره زندگی مردم است و این باعث می‌شود مردم را با خود همراه خود کند.
 
او خواننده‌ای شش دانگ است و انصافاً ارکستر خیلی خوبی هم دارد. کنسرت محمد علیزاده بهترین اجرایی است که می‌شود این روزها در میان کنسرت‌ها پیدا کرد. خواننده‌های خوب زیادند، اما آنهایی که خوب اجرا می‌کنند در حد انگشتان یک دست هستند و شاید محمد علیزاده بهترینشان است.»

منبع: 

اختصاصی موسیقی ما

[ad_2]

لینک منبع

نخستین آلبوم حامد همایون به نام «دوباره عشق» ۲۲ دی ماه منتشر می‌شود

[ad_1]

موسیقی‌ما – نخستین آلبوم رسمی پدیده جدید حوزه موسیقی پاپ کشور «دوباره عشق» نام گرفت.

به گزارش «موسیقی ما»، حامد همایون که در ماه های گذشته توانسته با انتشار تک قطعات پرطرفدار در فضای مجازی، نظرها را به خود جلب کند نخستین آلبوم رسمی خود را تحت عنوان «دوباره عشق» در تاریخ ۲۲ دی ماه در بازار موسیقی کشور منتشر خواهد کرد.

محسن رجب پور (مدیر عامل شرکت «ترانه شرقی») درباره این اثر انتشار نخستین آلبوم رسمی «حامد همایون» در گفتگو با خبرنگار «موسیقی ما» گفت: «در دوره کنونی فضای موسیقی در کشور به گونه‌ای شده که بسیاری از هنرمندان حوزه موسیقی از یاس و غم و عشق های واسوخت می‌خوانند. ماموریت حامد همایون در این آلبوم تزریق فضایی مثبت و سرشار از انرژی خوب در جامعه است که شرکت ترانه شرقی سعی دارد در آینده ای نزدیک بیشتر و بیشتر در این فضا فعالیت و فرهنگ سازی کند.»

رجب پور در توضیح جزئیات بیشتر این اثر نیز توضیح داد: «برای بیست قطعه در قالب یک آلبوم مجوز انتشار اخذ شده که تصمیم گرفتیم این آلبوم در هجده قطعه که شامل دوزاده قطعه از آثار مننتشر شده و ۶ قطعه جدید است، روانه بازار شود. موزیسین هایی چون سامان امامی، مسعود جهانی و سپهر شاکری در این آلبوم همکاری کرده اند و سهیل حسینی، محمدرضا نظری، ندا حاتمی، آرزو مرجانی و مریم زاهدی نیز ترانه سراهای نخستین آلبوم رسمی حامد همایون هستند. میکس و مسترینگ این آلبوم را نیز محمد فلاحی بر عهده داشته است.»

گفتنی ست نخستین آلبوم رسمی حامد همایون تحت امتیاز موسسه «ترانه شرقی» در ایران روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد و موسسه فرهنگی «GEMMY MUSIC RECORDS» نیز امتیاز انتشار جهانی این اثر را برعهده دارد.

جزئیات بیشتر این آلبوم به همراه پوستر و تیزرهای این اثر به زودی منتشر خواهند شد. همچنین مراسم جشن امضای این آلبوم نیز که قرار است در حضور دوستداران این خواننده برگزار شود، به زودی اطلاع رسانی خواهد شد.

[ad_2]

لینک منبع

اولین نشست رسانه‌ای بخش تلفیقی جشنواره موسیقی فجر برگزار شد

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- گروه‌ «بمرانی» و کیان پورتراب در نشست رسانه‌ای بخش تلفیقی سی و دومین جشنواره موسیقی فجر که ظهر امروز در تالار وحدت برگزار شد، از جزئیات اجرای خود گفتند.

در ابتدای برنامه، مانی مزکی سرپرست گروه موسیقی «بمرانی» با اشاره به انتشار آلبوم جدیدشان گفت: «خوشبختانه امروز تازه‌ترین آلبوم گروه ما منتشر شده و این خبر را هم بدهم که روز جمعه همین هفته مراسم رونمایی ویژه‌ای در پردیس سینمایی چارسو برگزار می‌شود. به هر حال انتشار آلبوم جدید و حضور گروه ما در جشنواره موسیقی فجر اتفاق خوبی است و امیدواریم بتوانیم قطعات و آثار خوبی را به مخاطبان ارائه کنیم.»

مزکی با اعلام نارضایتی از گنجانده شدن «بمرانی» در بخش تلفیقی جشنواره، درباره قطعاتی که در این کنسرت اجرا می‌شود گفت: «قرار است یکسری از آثار منتخب آلبوم‌های قدیمی ما به اضافه چند قطعه از آلبوم جدید را در چارچوب بخش تلفیقی جشنواره موسیقی فجر اجرا کنیم. البته من نمی‌دانم چرا در بخش تلفیقی هستیم شاید دوستان جای دیگری نداشتند که ما را در جدول بخش تلفیقی جشنواره گنجانده‌اند اما به هر حال خوشحالیم که فضا نسبت به سال گذشته بهتر شده و می‌توانیم با فراغ بال بیشتری به اجرای آثارمان بپردازیم.»

بهزاد عمرانی هم (خواننده گروه) با ابراز خوشحالی از در نظر گرفتن بخش مجزایی برای موسیقی‌های آلترناتیو در جشنواره گفت: «همین که یک جریان در جشنواره موسیقی فجر در حمایت از گروه‌های غیر پاپ راه‌اندازی شده جای خوشحالی دارد و امیدواریم استمرار بیشتری پیدا کند. به هر حال آنچه که در کنسرت پیش‌روی گروه «بمرانی» به مخاطبان ارائه خواهد شد، آثاری است که طرفداران ما با آن‌ها طی سال‌های گذشته ارتباط خوبی برقرار کرده‌اند.»

مانی مزکی در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: «فقط برای ما این امیدواری وجود دارد که این بخش از جشنواره موسیقی فجر در سال‌های آینده گسترده‌تر شود چرا که هم‌اکنون نیز جای خالی بزرگان احساس می‌شود و فکر می‌کنم فضا باید به گونه‌ای پیش برود تا این جریان در آینده تبدیل به فضای بزرگتری شود.»

گره موسیقی «بمرانی» روز یکشنبه ۲۶ دی‌ماه ساعت ۲۱:۳۰ در برج آزادی در چارچوب بخش تلفیقی سی و دومین جشنواره موسیقی فجر آثار خود را اجرا می‌کند که در نخستین روز آغاز بلیت‌فروشی، تمام بلیت‌های این گروه به پایان رسید.
 

  • کیان پورتراب: می خواهیم یک موسیقی الکترونیک با کلام فارسی ارائه کنیم

کیان پورتراب که آخرین هنرمند حاضر در نشست رسانه‌ای بخش تلفیقی جشنواره موسیقی فجر بود، با اشاره به رپرتوار اجرایی در این کنسرت گفت: «آنچه که برای مخاطبان اجرا خواهیم کرد، یک موسیقی الکترونیک با کلام فارسی است؛ تجربیاتی که دوست داشتم یک روز آنها را با مخاطبانم به اشتراک بگذارم و فکر می‌کنم جشنواره موسیقی فجر بهترین فرصت برای ارائه این آثار باشد که قرار است با همکاری آرش ملاکریمی اتفاق بفتد.»

پورتراب که معتقد است این کنسرت کاملاً به صورت تجربی ارائه می‌شود درباره رپرتوار اجرایی خود گفت: «این کنسرت به صورت کاملا تجربی خواهد بود، به همین جهت ترجیح می‌دهم آنچه در اجرا اتفاق می‌افتد به مخاطب ارائه شود. از سوی دیگر ما فکر می‌کردیم برای ارائه یک اثر جدید و متفاوت می‌توانیم فضایی را با نورپردازی، اجرا کنیم که به نوعی مطابق با استانداردهای روز دنیا است و فکر می‌کنم می‌تواند مخاطبان را راضی کند.»

آرش ملاکریمی که قرار است این کنسرت با همراهی او اتفاق بیفتد درباره برنامه‌ای که برای این اجرا مد نظر دارد گفت: «آنچه برای کنسرت پیش‌رو مدنظر قرار داده‌ایم، اجرای یک موسیقی اکسپریمنتال است که سازبندی زنده‌ای ندارد و می‌توان گفت هیچ ساز زنده‌ای در کنسرت حضور نخواهد داشت. به هر حال این فضا یک اثر ترکیبی است که به صورت جداگانه به مخاطبان ارائه نمی‌شود اما فضای جدیدی است که می‌تواند برای مخاطب جالب توجه باشد.»

کیان پورتراب و آرش ملاکریمی روز یکشنبه ۲۶ دی‌ماه ساعت ۱۸:۳۰ در برج ازادی روی صحنه می‌روند که تمام بلیت‌های این اجرا به پایان رسیده است.

[ad_2]

لینک منبع

رامبد جوان: به زودی موزیک ویدئوی محسن جاوشی برای خندوانه رونمایی می‌شود

[ad_1]

موسیقی‌ما‌- کارگردان و مجری برنامه «خندوانه» در گفتگوی اختصاصی با سایت «موسیقی ما» توضیحاتی را درباره عدم پخش قطعه «زندان» با صدای محسن چاوشی از این برنامه پربیننده داد.

به گزارش «موسیقی ما»، عدم پخش قطعه جدید محسن چاوشی از برنامه «خندوانه» با واکنش دوستداران این خواننده در فضای مجازی رو به رو شده است و حتی در برخی رسانه ها عنوان شد که که قطعه «زندان» مجوز پخش دریافت نکرده است. هفته‌های گذشته نیز پس از خبر سایت «موسیقی‌ما» که در آن به پخش قطعه جدید چاوشی در ویژه برنامه شب یلدای خندوانه همزمان با آغاز شروع سری سوم این برنامه اشاره شده بود، صفحات رسمی محسن چاوشی نیز ضمن تائید این خبر، از پخش این قطعه در شب یلدا خبر دادند.

اما «زندان» در شب یلدا پخش نشد تا شایعات مختلفی در فضای مجازی به راه بیفتد و دراین بین پیگیری خبرنگار ما درباره دلایل عدم پخش این قطعه به برخی مسئولین «خندوانه» منتهی شد و «حاضر نشدن ویدئویی که قرار بوده برای این تک آهنگ تولید شود»، اصلی ترین دلیل پخش نشدن «زندان» چاوشی در سری جدید خندوانه عنوان شد. با گذشت حدود یک هفته از این موضوع، همچنان این قطعه اجازه پخش پیدا نکرده است تا بار دیگر دوستداران چاوشی واکنش‌هایشان به عدم پخش «زندان» را در صفحات شخصی برنامه «خندوانه» و «رامبد جوان» مطرح نمایند و ضمن انتقاد از عدم اطلاع رسانی در این باره، از تهیه کنندگان این برنامه انتقاد نمایند.

رامبد جوان در گفت‌وگو با خبرنگار سایت «موسیقی ما» درباره دلایل تاخیر پخش قطعه «زندان» با صدای محسن چاوشی گفت: «ما دچار موضوعاتی شده‌ایم که این اتفاقات را باعث شده است. به هر حال هنرمندی که برای ما این اثر را خوانده است، محسن چاوشی است و از لحاظ کاراکتر هنری و کاری از درجه اهمیت زیادی برای مجموعه برخوردار است. درجه اهمیتی که قطعا برای دیگر هنرمندان این حوزه هم بوده و هست ولی برخی حساسیت ها باعث شده این تاخیر به وجود بیاید.»

رامبد جوان ادامه داد: «موزیک ویدئویی که برای این قطعه ساخته شده است، دوباره دچار تغییرات اساسی شده است و هنوز باب میل مجموعه نشده و همین دلیل باعث شده این قطعه منتشر نشود. چاوشی نهایت وقت و انرژی را برای تولید این قطعه صرف کرده و این اثر در بهترین حالت ممکن و با نهایت استانداردها در اختیار ما قرار گرفته است. بخاطر همین ما هم همه تلاشمان این است که در بهترین حالت منتشر شود. می خواهیم این اثر و موزیک ویدئو جوری منتشر شود که خود چاوشی هم وقتی آنرا می بیند، پیش خودش بگوید که دم شان گرم، قدر آهنگ را دانستند.»

جوان در توضیح شایعات حذف صدای چاوشی از خندوانه نیز گفت: «این موضوع که همیشه هر تاخیری که می تواند ده ها دلیل انسانی و فنی داشته باشد تفسیر به حذف می‌شود متاسفانه همیشه هست. ما دلمان می‌خواهد یک کار خوب تحویل مردم بدهیم. امیدورام طرفداران چاوشی هم به این شایعات توجه نکنند.»

رامبد جوان در انتهای صحبت های خود نیز درباره زمان قابل پیش بینی برای انتشار این اثر گفت: «من هفته گذشته به خود محسن چاوشی گفتم که حتما این هفته پنج شنبه پخش می شود و متاسفانه نرسیدیم و من بد قول شدم. پس الان هم چون نمی خواهم بد قول شوم، تاریخی اعلام نمی‌کنم. امیدوارم طرفداران چاوشی ما را هول نکنند. ولی صد در صد قول می دهم این اثر در بهترین حالت ممکن و با بهترین موزیک ویدئو منتشر خواهد شد و قطعا در اولین موقعیت این اتفاق می‌افتد.»

پیش از این چاوشی درباره قطعه «زندان» در گپ و گفتی اینترنتی با دوستدارانش در صفحه شخصی خود گفته بود: «همان طور که پیش بینی می شد، شعر و ملودی خنداونه که از اشعار مولانا است، شاد است اما موضوعش مرگ است.

تنظیم و میکس این قطعه توسط خودم انجام شده است و عادل روح نواز نیز به عنوان نوازنده گیتار در این قطعه مرا همراهی کرده است و پس از این کار، فرمت آثارم تا حدودی تغیبر خواهد کرد.»

[ad_2]

لینک منبع