دانلود آهنگ با لینک مستقیم

دانلود آهنگ جدید | صفحه 88 از 125 | جیزفان

شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷
پرطرفدارترین آهنگ های 97

[ad_1]

موسیقی‌ما‌- کارگردان و مجری برنامه «خندوانه» در گفتگوی اختصاصی با سایت «موسیقی ما» توضیحاتی را درباره عدم پخش قطعه «زندان» با صدای محسن چاوشی از این برنامه پربیننده داد.

به گزارش «موسیقی ما»، عدم پخش قطعه جدید محسن چاوشی از برنامه «خندوانه» با واکنش دوستداران این خواننده در فضای مجازی رو به رو شده است و حتی در برخی رسانه ها عنوان شد که که قطعه «زندان» مجوز پخش دریافت نکرده است. هفته‌های گذشته نیز پس از خبر سایت «موسیقی‌ما» که در آن به پخش قطعه جدید چاوشی در ویژه برنامه شب یلدای خندوانه همزمان با آغاز شروع سری سوم این برنامه اشاره شده بود، صفحات رسمی محسن چاوشی نیز ضمن تائید این خبر، از پخش این قطعه در شب یلدا خبر دادند.

اما «زندان» در شب یلدا پخش نشد تا شایعات مختلفی در فضای مجازی به راه بیفتد و دراین بین پیگیری خبرنگار ما درباره دلایل عدم پخش این قطعه به برخی مسئولین «خندوانه» منتهی شد و «حاضر نشدن ویدئویی که قرار بوده برای این تک آهنگ تولید شود»، اصلی ترین دلیل پخش نشدن «زندان» چاوشی در سری جدید خندوانه عنوان شد. با گذشت حدود یک هفته از این موضوع، همچنان این قطعه اجازه پخش پیدا نکرده است تا بار دیگر دوستداران چاوشی واکنش‌هایشان به عدم پخش «زندان» را در صفحات شخصی برنامه «خندوانه» و «رامبد جوان» مطرح نمایند و ضمن انتقاد از عدم اطلاع رسانی در این باره، از تهیه کنندگان این برنامه انتقاد نمایند.

رامبد جوان در گفت‌وگو با خبرنگار سایت «موسیقی ما» درباره دلایل تاخیر پخش قطعه «زندان» با صدای محسن چاوشی گفت: «ما دچار موضوعاتی شده‌ایم که این اتفاقات را باعث شده است. به هر حال هنرمندی که برای ما این اثر را خوانده است، محسن چاوشی است و از لحاظ کاراکتر هنری و کاری از درجه اهمیت زیادی برای مجموعه برخوردار است. درجه اهمیتی که قطعا برای دیگر هنرمندان این حوزه هم بوده و هست ولی برخی حساسیت ها باعث شده این تاخیر به وجود بیاید.»

رامبد جوان ادامه داد: «موزیک ویدئویی که برای این قطعه ساخته شده است، دوباره دچار تغییرات اساسی شده است و هنوز باب میل مجموعه نشده و همین دلیل باعث شده این قطعه منتشر نشود. چاوشی نهایت وقت و انرژی را برای تولید این قطعه صرف کرده و این اثر در بهترین حالت ممکن و با نهایت استانداردها در اختیار ما قرار گرفته است. بخاطر همین ما هم همه تلاشمان این است که در بهترین حالت منتشر شود. می خواهیم این اثر و موزیک ویدئو جوری منتشر شود که خود چاوشی هم وقتی آنرا می بیند، پیش خودش بگوید که دم شان گرم، قدر آهنگ را دانستند.»

جوان در توضیح شایعات حذف صدای چاوشی از خندوانه نیز گفت: «این موضوع که همیشه هر تاخیری که می تواند ده ها دلیل انسانی و فنی داشته باشد تفسیر به حذف می‌شود متاسفانه همیشه هست. ما دلمان می‌خواهد یک کار خوب تحویل مردم بدهیم. امیدورام طرفداران چاوشی هم به این شایعات توجه نکنند.»

رامبد جوان در انتهای صحبت های خود نیز درباره زمان قابل پیش بینی برای انتشار این اثر گفت: «من هفته گذشته به خود محسن چاوشی گفتم که حتما این هفته پنج شنبه پخش می شود و متاسفانه نرسیدیم و من بد قول شدم. پس الان هم چون نمی خواهم بد قول شوم، تاریخی اعلام نمی‌کنم. امیدوارم طرفداران چاوشی ما را هول نکنند. ولی صد در صد قول می دهم این اثر در بهترین حالت ممکن و با بهترین موزیک ویدئو منتشر خواهد شد و قطعا در اولین موقعیت این اتفاق می‌افتد.»

پیش از این چاوشی درباره قطعه «زندان» در گپ و گفتی اینترنتی با دوستدارانش در صفحه شخصی خود گفته بود: «همان طور که پیش بینی می شد، شعر و ملودی خنداونه که از اشعار مولانا است، شاد است اما موضوعش مرگ است.

تنظیم و میکس این قطعه توسط خودم انجام شده است و عادل روح نواز نیز به عنوان نوازنده گیتار در این قطعه مرا همراهی کرده است و پس از این کار، فرمت آثارم تا حدودی تغیبر خواهد کرد.»

[ad_2]

لینک منبع

[ad_1]

ششم و هفتم بهمن ماه

قمصری «ارکستر موج نو» را به تالار رودکی می‌برد

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- هم‌زمان با یک‌سالگی تاسیس «ارکستر موج نو» به سرپرستی علی قمصری، این ارکستر تازه‌ترین آثار این هنرمند را روی صحنه می‌برد. ساختار این ارکستر متشکل از سازهای موسیقی ایرانی و قطعات آن بر مبنای موسیقی ردیف دستگاهی تنظیم شده‌ است.
 
این کنسرت که قرار است پس از پایان جشنواره فجر اجرا شود؛ دوم، ششم وهفتم بهمن‌ماه با ۱۲۰ عضو خود به روی صحنه می‌رود. در این کنسرت، بر خلاف اجراى قبل، خوانندگان با فرمى شبیه اپراى ایرانى در فرم‌هاى مختلفى مانند آوازخوانى، تصنیف‌خوانى و اجراى کُرال چندصدایى، ظرفیت‌هاى تازه‌اى را در موسیقى ایرانى نشانه رفته‌اند. خوانندگان کُر از میان بیش از ۶۵۰ شرکت‌کننده در آزمون ورودى موج نو و از سراسر ایران انتخاب شده‌اند.
 
در این کنسرت، همچنین موسیقى بی‌کلام نقش موثر و تعیین کننده‌ای در روایت داستان خواهد داشت. در آهنگسازى این اجرا از قدیمى‌ترین و جدیدترین فرم‌ها و قالب‌های موسیقایی استفاده شده‌ است. طورى که «رِنگ» و «چهارمضراب» دیگر فرم‌ها، در رنگ‌آمیزى و بافت نوینى متجلى شده‌اند. همچنین، رهبرى این ارکستر مانند سال گذشته به عهده‌ى «پویا سرایى» خواهد بود که چندى پیش دوره‌ى رهبرى‌ارکستر را در ارمنستان با موفقیت سپرى کرده‌است.
 
بلیت‌فروشی این کنسرت ساعت ۲۰ امشب آغاز خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت به وبسایت ایران کنسرت مراجعه کنند.

[ad_2]

لینک منبع

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- احمد عاشور‌پور، فریدون‌پور رضا و ناصر مسعودی را مثلث طلایی موسیقی گیلان می‌دانند حالا آن دو استاد از دنیا رفته‌اند و تنها از آن مثلث طلایی «ناصر مسعودی» به دنیا آمد، استاد آوازخوانی که از حضور استاد علی اکبر خان شهنازی بهره برد و پس از آن در گیلان در رشته تئا‌تر به فعالیت پرداخت و همزمان با آغاز به کار رادیو گیلان در سال ۱۳۳۶ به رادیو رفت و به عنوان یکی از نخستین خوانندگان در این رادیو به اجرای برنامه پرداخت. در سال ۱۳۳۹ توسط یکی از دوستان خانوادگی به استاد احمد عبادی و خانم ملوک ضرابی معرفی شد. از استاد ناصر مسعودی طی بیش از ۵۰ سال فعالیت هنری‌اش بیش از ۵۰۰ ترانه بجا مانده که شامل بیش از ۲۰۰ آهنگ فارسی و سنتی و بیش از ۲۵۰ ترانهٔ محلی گیلکی است. استاد آوازخوان حالا قرار است بعد از سال‌ها در محل زادگاهش به اجرای برنامه بپردازد. به همین بهانه با او گفت‌وگوی کوتاهی کرده‌ایم:
 

  • * اینکه شما بعد از سال‌های بسیار دوباره در زادگاه‌تان روی صحنه می‌روید یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که امسال در حوزهٔ موسیقی رخ می‌دهد. چه برنامه‌ای برای این کنسرت در نظر گرفتید و قصد خواندن چه قطعاتی را دارید؟

قطعات منتخب از کارهای گذشته و آلبوم‌های ضبط شدهٔ بعد از انقلاب مانند «کورا‌شیم»، «پرچین» و «هلاچین» است، چند قطعهٔ دیگر از کارهای اواخر دههٔ ۴۰ و دههٔ ۵۰ انتخاب کردیم که از قدیمی‌ترین آن‌ها می‌توان جنگل و لالایی «اَلا تی‌تی» تنظیم مرحوم حنانه را نام برد، یکسری قطعات فولک مانند «کورا‌شیم» و «گل پامچال» هم به دلیل خاطرات و ارتباطی که مردم با آن دارند در مکان‌های مختلف مورد تقاضاست بنابراین آن‌ها را نیز از نظر دور نداشته‌ام. لازم به ذکر است یکی از کارهایی که اجرا خواهم کرد را در سال سال ۴۱، ۴۲ خوانده‌ام، با عنوان «شلمان لاکوی» از قطعه‌هایی است که مردم با آن خاطره دارند.
 

  • * قطعات کنسرت تماماً گیلکی است؟

تمام آن‌ها گیلکی است، البته امکان دارد دو، سه بیت آواز بخوانم و همچنین قطعهٔ «نفرین بر مستی» که از کارهای زیبای مرحوم حسین سرمدی و سرودهٔ کریم فکور است در هم در برنامه هست. تمام سعی‌مان بر این بوده که کنسرت متنوعی داشته باشیم که شامل کار‌ها ریتمیک و بعضاً سنگین باشد. بعد از مدت‌ها که رسما اجرا داریم و روی سن می‌رویم قطعات را به نوعی بالانس کرده‌ایم تا لحظات خوبی پشت سر بگذاریم. اعضای گروه موزیسین‌های جوان تحصیل‌کرده‌ای هستند که در غالب دانشجو و یا افرادی که تحصیلاتشان به پایان رسیده فعالیت می‌کنند. جناب محمد انشایی موزیسین خوب کشورمان که بنده از سال‌های دور با ایشان آشنایی دارم سرپرستی ارکستر ما را برعهده دارند.
 

  • * چی شد که بعد از این همه سال تصمیم گرفتید روی صحنه بروید؟

در این سال‌ها برنامه‌های کوچکی برگزار کردم. مانند اجرا کوچکی در کنفرانس پزشکی یا همایش جنگل که سال گذشته برگزار شد. همچنین یکی، دو کار کوچک دیگر هم داشته‌ام و در برنامه‌ای که برای ۱۰۰ساله شدن شهرداری رشت سال ۸۲ یا ۸۳ برگزار شده بود حضور پیدا کردم. بنده در رادیو، تلویزیون و مکان‌های اینچنینی فعال نیستم، اما زمانی که محبت و درخواست مردم را نسبت به اجرای کنسرت احساس کردم تصمیم گرفتم بالاخره کنسرت برگزار کنم.
 

  • * این اجرا به نوعی مرور خاطرات شما با مخاطبانتان است که در این سال‌ها نتوانسته‌اند شما را روی صحنه ببینند.

بله همین‌طور است. دلیل این‌که تن به قضا دادم و پذیرفتم چنین کاری انجام دهم، این بود که این‌جا زادگاه من است و باعث افتخارم است کنسرتی در زادگاه خودم برگزار کنم. دلیل دیگر هم این است که ‌‌نهایت تلاشم را برای به گوش رساندن دو آلبوم جدید خواهم کرد که یکی از آن‌ها آماده است و دیگری در شُرُف انجام، و اگر عمرم کفاف دهد و قادر باشم حتماً کار را به سرانجام خواهم رساند. ما در این اجرا قطعاتی که مردم از آن‌ها خاطره دارند را اجرا خواهیم کرد.
 

  • * احتمالاً در این اجرا با تنظیمات متفاوتی روبه‌رو خواهیم بود.

 بله همین‌طور خواهد بود. یکی از دوستان هنرمند از اهالی شهر خودمان به نام آقای فدایی چند کار را به من دادند که بسیار زیبا بودند، اتفاقاً قصد دارم یکی از کار‌هایش ایشان را به نام «دلتنگی» اجرا می‌کنم که قطعه‌ای گیلکی‌ست. اکثر کار‌هایم در این برنامه گیلکی خواهد بود. روی ملودی‌هایی که در گذشته کار شده ایده‌های دیگری داشته‌ام.
 

  • * کمی هم درباره آلبومی که با آقای درخشانی کار کردید برای ما توضیح می‌دهید؟

این آلبوم که تماما فارسی است و با یک شعر حماسی گیلکی تمام می‌شود، «حالا چرا» نام دارد. برای آلبوم غزل معروفی از شهریار «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟» را کار کردم که فقط استاد بنان آن را اجرا کرده‌اند. این شعر از طریق یکی از شعرای شهرمان «تضمین» شده است.
 

  • * تضمین شعر متعلق به چه کسی است؟

جناب عبدالحسین فیض ربانی که معلم بودند و سال‌های بسیار دور در «دریا» غرق شدند. بنده این شعر را از طریق جراید به دست آوردم آقای ربانی تضمین بسیار زیبایی در این شعر انجام داده‌اند. کار سختی است. هر کسی نمی‌تواند شعر شهریار را تضمین کند. شعری طولانی است که البته متن اصلی شعر استاد شهریار هم بلند است. من برای کارم شاه‌بیت‌های تضمینی که به صورت قصیده درآمده را انتخاب کرده‌ام. یکی دیگر از کار‌ها اشعاری از شاعر معروف و مشهور لاهوتی است که ترانه‌ای یا آوازی است که در خدمت جناب درخشانی اجرا کرده‌ایم که کاری بسیار زیبا از کار درآمده که به زبان کیلگی اجرا می‌شود. آلبوم دیگری هم در دست کار داریم که تماما گیلکی است و «خورشید خانم» نام دارد. اشعار این آلبوم تماما متعلق به شیون فومنی است و ملودی‌ها متعلق به مسعود لاهیجی است.
 

  • * شما در آهنگ‌سازی هم بسیار ذوق‌آزمایی کرده‌اید و آلبوم «حالا چرا» هم که قرار است از شما منتشر شود حاوی ساخته‌های خودتان است. خوانندگانی که در موسیقی ایرانی چنین روندی را پیش بگیرند خیلی اندک هستند.

در بین همکاران نمونه‌های اینچنینی بوده و هست، استاد عاشورپور گاهی اشعار آهنگ‌ها و ملودی‌هایی که می‌خواند را خودش می‌ساخت. اما در این رابطه این‌که این سوء یا حسن قضیه است را شنوندهٔ صدای من باید بگوید. من با این‌که خودم موزیسین نبوده‌ام، اما ذوق عجیبی برای خلق ملودی و شعر داشته‌ام. به عنوان مثال مرحوم بدیع‌زاده با وجود این‌که موزیسین نبودند آهنگ‌های زیادی ساختند. این مسئله‌ای نیست که منحصر به فرد باشد قبول دارم که تعداد آن اندک است. همچنین نمی‌توان تأثیر شعر را در این مسئله نادیده گرفت، انتخاب شعرِ درست بسیار اثرگذار است به دلیل این‌که کلام ملودی را نشان خواهد داد. ملودی هر چه قدر زیبا باشد اگر کلامی مناسب روی آن قرار نگیرد ضایع خواهد شد. کلام باید جفت و جور بوده و درست تنظیم شود. بنده در طول مدت کارم چه زمانی که فارسی، گیلکی یا عربی می‌خواندم عاشق صدای منوچهر همایون‌پور بودم و با وجودی که این خوانندهٔ خوش ذوق آثار کمی از خود به جای گذاشته من صدایش را دوست داشتم.

به هر جهت هیچ‌وقت خودم را آهنگساز نمی‌دانم و هیچ‌گاه مدعی نبوده‌ام، سال‌ها در رادیو آهنگ می‌ساختم و صحبتی از آن به میان نمی‌آوردم حتی زمانی که نام آهنگ‌ساز باید عنوان می‌شد می‌گفتم آهنگ از شقایق، روزی مرحوم بدیعی به من گفت این شقایق عجب مرد خوبی‌ست، گفتم چه طور؟ گفت برای گرفتن پول آهنگش حالا یک عباسی یا هر مبلغ دیگری هیچگاه به این‌جا نیامده است آرام به او گفتم شقایق خود من هستم، گفت چرا زود‌تر این را نگفتی؟ اما به نظرم درست نیست آدم در ساختن آهنگ و ملودی مدعی شود، این ذوق من است که گاهی برای خود فکر می‌کنم و یک ملودی یا آهنگ شکل می‌گیرد.

[ad_2]

لینک منبع

[ad_1]

اختصاصی سایت «موسیقی ما»

اولین آلبوم محمدرضا فروتن «می‌فهممت» نام گرفت

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }– نام اولین آلبوم «محمدرضا فروتن» مشخص شد. به گزارش «موسیقی ما» اولین مجموعه آثار این بازیگر سرشناس سینما در عرصه موسیقی با نام «می‌فهممت» منتشر می‌شود. این آلبوم که مراحل اخذ مجوزهای آن به پایان رسیده طی هفته‌های آینده و قطعاً در همین زمستان روانه بازار خواهد شد. محمدرضا فروتن همزمان با اعلام خبر نام آلبوم خود یادداشتی کوتاهی هم برای انتشار در اختیار سایت «موسیقی ما» قرار داد که به نوعی اولین تصویر از تجربه این هنرمند باسابقه در عرصه خوانندگی و موسیقی است. متن یادداشت محمدرضا فروتن درباره این آلبوم را در ادامه می خوانید:

رابطه‌ای متولد شد!
«می‌فهممت»
همین زمستان تقدیمتان می‌شود.
تقلای من برای فهمیدن
شوق سفرم شد به سوی آشتی درون.
و این ترانه‌ها
گفتگویی‌ست صمیمی
میان ما با خویشمان.

جزئیات آلبوم «می‌فهممت» با صدای محمدرضا فروتن را از اینجا می‌توانید بخوانید و خبرهای تکمیلی درباره این اثر طی روزهای آینده منتشر خواهد شد. همچنین لوگوی این آلبوم که توسط «مژگان ذی‌نوری» طراحی شده و برای رونمایی در اختیار «موسیقی ما» قرار گرفته را در ادامه می‌توانید ببینید:

منبع: 

اختصاصی سایت موسیقی ما

[ad_2]

لینک منبع

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- نشست رسانه‌ای پوئم سمفونی «سرزمین دلاوران» با حضور «احمد پژمان» آهنگساز این اثر، «شهرداد روحانی» رهبر ارکستر سمفونیک تهران، «عبدالجبار کاکایی» شاعر این اثر و «فریبرز خوب‌نژاد» مدیر مؤسسه پیام آزادگان در تالار وحدت برگزار شد.
 
پوئم سمفونی «سرزمین دلاوران» که پیش از این تحت عنوان «سمفونی آزادگان» معرفی شده بود، ساعت ۲۱:۳۰ روز دوشنبه ۱۳ دی‌ماه با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت تهران رونمایی خواهد شد. ضمن اینکه به مناسبت حضور ارزشمند احمد پژمان در این قطعه موسیقایی، مراسم تجلیلی برای او برگزار خواهد شد.
 
«احمد پژمان» در ابتدای این نشست توضیح داد که این برنامه سفارش موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان و بنیاد فرهنگی هنری رودکی ساخته شده است. او این اثر را یک کار ملی دانست: «این اثر جزو آثاری است که وقتی درباره آن با آزادگان سرافراز صحبت می‌کردم واقعاً نمی‌توانستم از شدت احساسات جلوی خودم را بگیرم؛ چرا که درباره بزرگ‌مردانی است که در طول جنگ تحمیلی جانفشانی‌های زیادی کردند.»
 
او می‌گوید دلش نمی‌خواسته تا نام این اثر را سمفونی بگذارد، چون مدتی است که این عنوان لوث شده و شهرداد روحانی پیشنهاد «پوئم سمفونی» را برای آن داده است. حالا استاد آهنگساز توضیح می‌دهد که این کار یک داستان دارد:‌ «فضای کار در ابتدا با نیایش یزدان آغاز و سپس با جنگ و بعدها با اسارت، نبرد و شادی دنبال می‌شود که البته من در قسمت آخر هم که اختصاص به موسیقی شاد دارد حس و حال نبرد را فراموش نکرده‌ام. تلاش کرده‌ام که در ساخت این قطعه از موسیقی ایرانی هم استفاده کنم چرا که بر این باورم در موسیقی خودمان موتیف‌ها و ریتم‌های خوبی داریم که می‌توانیم از آنها برای ساخت چنین آثاری استفاده کنیم.»
 
او در ساخت این اثر از سازهایی چون تنبک، ضرب زورخانه و دف استفاده کرده است.
 
«شهرداد روحانی» رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران هم در این نشست به این مساله اشاره دارد که این اولین بار است که  یک اثر باارزش برای انسان‌هایی که جان خود را برای خدا و میهنشان گذاشتند با این شور و هیجان ساخته شده است: «اینها انسان‌هایی هستند که ما به فداکاری هایشان واقف هستیم و بسیار خوشحالم که این افتخار نصیب من شده تا اثری از استاد احمد پژمان را همراه با نوازندگان پرتلاش ارکستر سمفونیک تهران روی صحنه ببرم. باور کنید هر زمانی که این قطعه را می‌شنوم حس می‌کنم انسان را به فضای دیگری می‌برد. این قطعه آنقدر موسیقی و حس را به انسان می‌دهد که باورنکردنی است و این یکی از مشخصه‌های کار «احمد پژمان» در حوزه موسیقی ملی است.»
 
شهرداد می‌گوید این قطعه بسیار دشوار است و برای همین اعضای ارکستر و نوازندگان تمرین‌های دشواری را پشت سر گذاشته‌اند. به خصوص اینکه این اثر برای اولین بار است که رونمایی می‌شود و همین کار را برای ارکستر دشوار کرده است؛ اما جذابیت این اثر به قدری ارزشمند است که در آینده بارها و بارها اجرا خواهد شد.
 
«حسن عمیدی» معاون برنامه‌ریزی و توسعه بنیاد فرهنگی هنری رودکی  نیز در این نشست خبری توضیح داد: «نزدیک به دو سال است که روی این کار مشترک که با موضوع صبر و پایداری آزادگان ساخته شده همراه با موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان مشغول به فعالیت هستیم و بسیار خوشحالیم که این توفیق با حضور استاد احمد پژمان، استاد شهرداد روحانی و استاد عبدالجبار کاکایی در حوزه خلق شعر و متن اثر انجام گرفته است. پوئم سمفونی «سرزمین دلاوران» ساعت ۲۱:۳۰ روز دوشنبه ۱۳ دی ماه با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت تهران رونمایی خواهد شد ضمن اینکه ما به مناسبت حضور ارزشمند استاد احمد پژمان در این قطعه موسیقایی مراسم تجلیلی را برگزار خواهیم کرد که امیدواریم قدم کوچکی در قدردانی زحمات این استاد نام آور موسیقی کشورمان باشد.»
 
اما در ادامه این نشست، «عبدالجبار کاکایی» شاعر پوئم سمفونی سرزمین دلاوران هم می‌گوید که این شعر را با جان و دل نوشته است. او این شعر را پیش از این نوشته و بعد بر اساس روایت پژمان، آن را گسترش داده است. این پوئم سمفونی با توصیف جغرافیای ایران پیش از آغاز جنگ تحمیلی شروع می‌شود و پس از آن وارد جنگ و هشت سال دفاع مقدس شده و سپس شعر وارد اردوگاه‌های رژیم بعثی و توصیف آنها می‌شود و پس از اینها شرایط بعد از جنگ و در آخرین قطعه جشن و سرور ارایه می‌شود. کاکایی این اشعار را بر اساس شعر «نیمایی» سروده و شامل بخش‌هایی چون «زندگی جاری است»، «ما بسیاریم»، «خاکریز پنهان»، «فتح نزدیک است» و «کاروان عاشق در راه» است، کاکایی می‌گوید:‌ «کلمه آزادگان برخاسته از ذائقه ملی ما ایرانی‌ها است که نسبت دادن آن به آزادگان سرافراز بی دلیل نیست؛ زیرا ایرانی‌ها به دلیل اینکه از دیرباز خودشان را به دور از بردگی تحت سلطه می‌دیدند همواره خود را افرادی آزاده می‌پنداشتند، پس آزادگی یک میراث هویتی است که من فکر می‌کنم نام آن با تکیه بر این اصل روی اسیران در بند رژیم بعثی عراق گذاشته شده است.»
 
«فریبرز خوب‌نژاد» مدیر موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان هم می‌گوید: «تمام تلاش خود را در این مدت انجام دادیم تا کارهای این چنین توسط افراد بزرگ تولید شود و موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان به عنوان مالک این اثر  همواره خودش را مدیون اهالی فرهنگ و هنر می‌داند که در این مدت آثار بسیار ماندگاری را در حوزه حماسه آزادگان  به ملت ایران تقدیم کرده است. به هر حال ملت و جامعه فرهنگی از این حماسه‌ها اطلاعی ندارند به دلیل اینکه تمامی آنچه اتفاق افتاده در خاک دشمن و دل کسانی بود که بی رحم ترین مردمان بودند بنابراین روایت هنری در این بخش ظرافت‌هایی دارد که اگر به این ظرافت‌ها توجهی نکنیم ممکن است به انحراف کشیده شود. بنابراین تردید ندارم که پوئم سمفونی «سرزمین دلاوران» با حضور هنرمندانی چون احمد پژمان، شهرداد روحانی و مجموعه ارکستر سمفونیک تهران کار بسیار ماندگاری خواهد شد.»

در میانه‌های این نشست، شهرداد روحانی، احمد پژمان و عبدالجبار کاکایی محل برگزاری برنامه را ترک کردند و فریبرز خوب‌نژاد به ارائه توضیحات پرداخت. مراجعه به محل تمرین ارکستر سمفونیک، دلیل ترک نشست از سوی روحانی و پژمان عنوان شده است.

[ad_2]

لینک منبع

موسیقی لری را به کمانچه ‌می‌شناسند

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- هرچند «فرج علیپور» کار موسیقی را با نوازندگی و نه خوانندگی آغاز کرد اما روایت زندگی‌اش، مرور یک زندگی خُنیاگرانه است. خنیاگران، شعر و آهنگ و خوانندگی را با هم انجام می‌دادند و او طوری با موسیقی عجین بود، انگار ساز در دست به دنیا آمده و اکنون، هنوز سه چهار سال مانده به شصت‌سالگی، انگار صد سال کار موسیقی کرده است. وقتی هفت هشت ساله بود، آن‌قدر در مراسم مختلف ساز می‌زد که وقتی خوابش می‌گرفت، دو طرفش متکا می‌گذاشتند که خوابش نبرد و او در خواب و بیداری کودکانه هم خوب می‌نواخت.
 
در چهارده‌سالگی یک نوازنده تراز اول بود که خوانندگان سرشناس او را روی دست می‌بردند و قبل از بیست‌سالگی با همه ستاره‌های آواز لری همکاری کرده بود. بعداً در همان سنین جوانی، خوانندگی را هم آغاز کرد و الان از ستاره‌های ساز و آواز موسیقی لری و از چهره‌های برجسته موسیقی ایران است.
 
استاد فرج علیپور به همراه گروه موسیقی‌ای به سرپرستی و تنظیم فرزندان‌اش «مسلم» و «میلاد» و هم‌خوانی دخترش «آرام» و همچنین با همراهی چندین تن از نوازندگان دیگر، کنسرت بزرگی را به مناسبت آیین‌های شب‌چله برگزار می‌کند که حتماً دیدنی خواهد بود. هرچند دو هفته بعد از شب‌چله برگزار می‌شود. بهانه این گفت‌وگو این کنسرت است. اگرچه در آن، داستان زندگی این هنرمند شناخته‌شده هم بررسی شده است.
 
استاد فرج علیپور در دی‌ماه سال ۱۳۳۸ در روستای زاهدشیر در پنج‌کیلومتری خرم‌آباد دیده به جهان گشود‌. او به یاد ندارد که در چه سنی شروع به نواختن ساز کرده است. این هنر و این استعداد، به گونه‌ای در روح این مرد دمیده شده بود که سرانگشتان او به روی کمانچه به صورت عجیبی کشیده می‌شد. صدای ساز او در سن کودکی به گونه‌ای شیرین و دلنواز بود که همه را متحیر از چنین استعدادی می‌کرد.
 

***

 

  • * آقای علیپور! شما یکی از موزیسین‌هایی هستید که از کودکی مشغول ساز زدن هستید. آیا ساز زدن در خانواده شما موروثی بود و ساز زدن را از پدرتان آموختید؟

پدرم نه، عموی من نوازنده کمانچه خوبی بود که متأسفانه من ایشان را ندیدم. پسرعموهای من کمانچه ‌می‌زدند و من هم نوازندگی‌شان را ‌می‌دیدم و رفتن من به سمت نوازندگی کمانچه هم شاید اتفاقی یا غریزی بود. یعنی کسی به من ساز نداد که بگوید بیا این ساز را بزن. معلوم نیست که در آن سن پایین چگونه به این ساز علاقه پیدا کردم و بعد به مشکلات خانوادگی هم برخوردم. خانه ما هم در آن زمان توی دهات بود و به ما اجازه نمی‌دادند ساز بزنیم و ما خودمان یک تخته و سیم را سر هم کرده بودیم و زمانی که به مدرسه ‌می‌رفتیم و مدرسه تعطیل ‌می‌شد، در بیابان و کوه و کمر با این تخته و سیم ساز ‌می‌زدیم و شب هم که به خانه ‌می‌آمدم، این ساز را یک جا مخفی ‌می‌کردم.
 

  • * یعنی در خانواده شما موسیقی منع شده بود؟

خانواده‌ام به موسیقی علاقه داشتند اما ‌می‌گفتند برو درس بخوان. من به این حرف‌ها اهمیت نمی‌دادم و آن‌قدر ادامه دادم تا یاد گرفتم.
 

  • * در فضای مجازی گفته شده که استاد شما عمویتان «میرو» بود. درست است؟

«میرو» پسرعموی من بود که کمانچه خوبی ‌می‌زد و مرحوم فریدون علیپور هم پسرش بود. سامان علیپور هم که الان شروع کرده و ‌می‌خواند هم پسر پسرعموی من فریبرز است. خلاصه اینکه ما به هر سختی بود، ادامه دادیم. یک‌سری از آدم‌های علاقه‌مند و باسواد که عشق و علاقه مرا ‌می‌دیدند، به پدرم گفتند: «ولش کن بچه را. چه کارش داری؟ نمی‌بینی چه‌قدر علاقه دارد؟ شاید در آینده همین موسیقی برایش خوب باشد.»
 

  • * گویا شما در سال ۴۸ و در ده یازده سالگی کنسرت داده‌اید. این کنسرت چگونه اتفاق افتاد و آیا در آن زمان با ایرج رحمان‌پور هم دوست شده بودید؟

با ایرج رحمان‌پور از همان بچگی دوست بودیم، یعنی از موقعی که ایشان در کلاس نه و ده بودند. صدای خوبی داشت و شعر ‌می‌گفت و او هم علاقه‌مند بود و کار موسیقی را ادامه ‌می‌داد.
 

  • * از آن بچه‌هایی که آن موقع با ساز ساختگی‌تان در کوه و دشت نوازندگی ‌می‌کردید، شخص دیگری هم بود که بعداً معروف شده باشد؟

بودند ولی معروف نبودند. آن موقع نوازندگان محلی زیاد بودند. البته الان موسیقی طور دیگری شده و در تمام خانواده‌ها حضور دارد. الان در خرم‌آباد وارد هر خانه‌ای که ‌می‌شوی، یک کمانچه هست. قبلاً هر جا که ‌می‌رفتی، تفنگ بود و الان خوشبختانه کمانچه جایش را گرفته است. بعد آقای غیابی، فیلمی ‌درست کرد به نام «میراث» که که یک فیلم در ارتباط با «کلک‌بازی» و دیگر بازی‌های محلی کودکانه بود و از من دعوت کرد که در آن ساز بزنم.
 

  • * اولین باری که ساز واقعی به دست گرفتید، کی بود؟

وقتی کلاس اول ابتدایی بودم. ما خودمان را کشتیم تا خانواده یک کمانچه برای ما تهیه کردند. این کمانچه را در واقع سرِ هم کردند. یادم هست آرشه این کمانچه را زن‌دایی‌ام برای من درست کرد. ما بلد نبودیم آرشه درست کنیم و او آمد با دم اسب این آرشه را دوخت و درست کرد. دایی من «علی راج» هم نوازنده قدری بود.
 

  • * داشتید ‌می‌گفتید که برای شما یک ساز سر هم کردند. با این ساز چه آهنگ‌هایی را ‌می‌زدید؟

هر چه به گو‌ش‌مان ‌می‌رسید را ‌می‌زدم. آن موقع در خانه رادیو هم نداشتیم و در خیابان هر چه را که می‌شنیدم، در ذهنم ضبط ‌می‌شد و ‌می‌آمدم خانه ‌می‌زدم. حک ‌می‌شد در مغزم. تمریناتِ یک روزم شاید اندازه‌ی یک سال بود. خیلی هوش و حافظه و پشتکار داشتم و بسیار علاقه‌مند بودم. بعد کم‌کم گرامافون و صفحه خریدیم و باز هم کار کردیم تا مردم کم‌کم با ما آشنا شدند. یک عده دیدند که یک پسر کوچولو هست که خوب کمانچه ‌می‌زند و مرا ‌می‌بردند که در جشن‌هایشان ساز بزنم. شب‌ها در این میهمانی‌ها و جشن‌ها آن‌قدر ساز ‌می‌زدم که خوابم ‌می‌گرفت. دو طرفم متکا ‌می‌گذاشتند و خوابم ‌می‌برد ‌می‌افتادم روی یک متکا و باز بلند ‌می‌شدم و ساز ‌می‌دم و ‌می‌افتادم روی آن متکا و در خواب و بیداری همین‌طور ساز ‌می‌زدم. خیلی علاقه داشتم و هی ساز ‌می‌زدم. خسته نمی‌شدم. فقط خوابم ‌می‌گرفت!
 

  • * دستمزد هم ‌می‌دادند؟

نه بابا. ‌می‌آمدند خانه ما و به بابام ‌می‌گفتند دور هم نشسته‌ایم و ‌می‌خواهیم فرج را با خودمان ببریم برای ما ساز بزند. مرا ‌می‌بردند و من کمانچه ‌می‌زدم و یک نفر هم با پلاستیک یا حلبی به جای تنبک ‌می‌زد! بهترین تمرین برای من همین اجراها بود.
 

  • * آن موقع فقط ساز ‌می‌زدید؟

بله. نمی‌خواندم. خواندن را بعد از انقلاب شروع کردم. بگذارید خاطر‌ه‌اش را بگویم. رفتم سراغ بهمن اسکینی. آن موقع موبایل که نبود، رفتم پیدایش کردم و گفتم ما یک کنسرتی داریم، بیا. گفت نه، این‌جا یک‌سری مشکل پیش آمده و نمی‌توانم بیایم. گفتم بابا تو هنرمندی بیا ول کن این مسائل را؛ اما نیامد. رفتم سراغ یک خواننده دیگر، او هم نیامد. خلاصه اینکه سراغ دو سه تا خواننده رفتم و پیدایشان نکردم. از بی‌کسی و بی‌خوانندگی، شروع کردم به خواندن. (خنده) بعد دیدیم که خیلی هم طرفدار داریم و خواندن خود من را هم خیلی قبول دارند. بعد از آن بود که «موسیقی محلی» و «داغ شقایق» و آلبوم‌های دیگر را ضبط کردیم.
 

  • * یک دفعه خیلی جلوتر رفتید. کِی برای اولین بار یک گروه موسیقی درست کردید؟

من بیشتر خودم تکی ساز ‌می‌زدم یا در گروه‌های دیگر هم بودم؛ تا اینکه یواش‌یواش یک گروه برای رادیو درست کردیم. این موقع من هفده هجده ساله بودم. یک گروه درست کردیم با چند نفر کمانچه‌نواز و خواننده‌ها هم به ملحق شدند و کارها هم از رادیو پخش ‌می‌شد. آن موقع تلویزیون نداشتیم و رادیو هم تازه آمده بود. ما کارهای زیادی را در رادیو ضبط کردیم و همچنین خیلی از کارها زنده اجرا و پخش ‌می‌شد.
 

  • * در بیوگرافی شما که در اینترنت هست، آمده که شما در سال ۱۳۴۸ یک کنسرت دادید. این کنسرت چه کنسرتی بود؟

کنسرت نبود، صفحه بود. با آقای بهمن اسکینی آمدیم تهران و «دختر دهاتی» را ضبط کردیم.
 

  • * شما ده یازده سال‌تان بود. آقای اسکینی چند سال‌شان بود؟

آقای اسکینی بزرگ‌تر از من است و آن موقع شاید بیست و پنج سال‌شان بود.
 

  • * ایشان شما را آورد تهران؟

من آن موقع معروف شده بودم و ایشان در واقع مثلاً مرا قاپید که با او کار کنم. آن موقع من با کسان دیگری کار ‌می‌کردم و او گفت که من یک کار دارم که با فلانی و فلانی توی رادیو زده‌ایم و حالا ‌می‌خواهم صفحه‌اش کنیم. بیا برویم تهران. من هم با عشق و علاقه‌ای که داشتم، آمدم. دو نفری آمدیم تهران و بعد روی آن تنبک و سنتور هم اضافه کردند. برای اولین‌بار بود که این را ‌می‌دیدم. رفته بودم شهرستان ‌می‌گفتم آنجا یک نفر دو تا ساز را زده. ‌می‌گفتند مگر ‌می‌شود یک نفر دو تا ساز بزند؟ یعنی با یک دست این را ‌می‌زد و با دست دیگر آن یکی را؟ ‌می‌گفتم نه. یک کارهایی کردند که اول این را زده و بعد آن یکی را روی آن زده. نمی‌دانم چه‌طور شد. (خنده)
 

  • * این صفحه با استقبال خوبی مواجه شد؟

بله. خیلی زیاد.
 

  • * اولین بار کِی صدای شما از رادیو پخش شد؟

بعد از انقلاب. قبل از انقلاب فقط نوازندگی ‌می‌کردم و قبل از سن بلوغ، یک صدای جیغی داشتم که نگو! وقتی ‌می‌خواندم، باید گوش‌هایت را ‌می‌گرفتی. یک اُکتاو بالاتر از کوک ‌می‌خواندم (خنده). ‌می‌گفتند پایین بخوان. چرا جیغ ‌می‌زنی؟ ‌می‌گفتم صدای من همین است.
 

  • * با مرحوم رضا سقایی چه‌طور کار کردید؟

یک نفر مرا به ایشان معرفی کرد، گفت بیا ببینم چه‌طور ساز ‌می‌زند. من رفتم پیش ایشان و ساز زدن من را دید و خیلی خوشش آمد. بعد هم کمانچه آهنگ معروفش «تفنگ» را زدم و همین‌طور «دالکه» و چند آهنگ دیگر مثل «آن نگاه گرم تو». بعد هم با ایشان به کنسرت‌های مختلف ‌می‌رفتم و عضو ثابت ارکستر ایشان شده بودم.
 

  • * «آن نگاه گرم تو» اول آهنگ لری بود که استاد پایور تنظیم کرد و استاد شهیدی خواند یا برعکس؟

آنچه آقای «عبدالوهاب شهیدی» خواند، برگرفته از یک آهنگ لری بود، نه خود آهنگ. برگرفته از موسیقی لری بود که استاد پایور ساخت و استاد عبدالوهاب شهیدی خواند. رضا سقایی هم بعد ترجمه شعر، همان آهنگ را خواند. شعرش را هم آقای حمید ایزدپناه به لری برگردانده بود. بعد این آهنگ لری خیلی گرفت و معروف شد و آن مجری معروف هم برای اولین‌بار آوردش تلویزیون و گفت هر کس صدایش مثل این بچه خوب باشد، من به او جایزه ‌می‌دهم. (خنده) سن آقای سقایی بالا و بیشتر از بیست سال بود. چون ریش نداشت، فکر ‌می‌کرد بچه است!

 

  • * در آن کاری که مجتبی میرزاده با سقایی انجام داد هم شما ساز زدید؟

نه. کمانچه‌اش را خود آقای میرزاده زده بود. این کار مربوط به فیلم «میراث» بود که آقای غیابی ساخته بود. آقای میرزاده موزیک همان فیلم را برداشت و به آن صدای خواننده را اضافه کرد و آقای سقایی هم روی آن خواند.
 

  • * نمی‌دانم اشتباه ‌می‌کنم یا نه، ولی با توجه به آنچه از موسیقی‌های لری قبل و بعد از این کار زندهیاد میرزاده اجرا شد، به نظر ‌می‌رسد این کار که ایشان کرد و زندهیاد سقایی خواند، خیلی روی جریان موسیقی لری و سازبندی آن تأثیر گذاشت. آیا شما هم این اعتقاد را دارید؟

بله. آقای میرزاده یک نابغه بود که در کار موسیقی و تنظیم، کمتر کسی به پای ایشان می‌رسید. با دو سه تا ساز کاری ‌می‌کرد که فکر ‌می‌کردی یک ارکستر صدنفره دارد ‌می‌زند. مرحوم سهیل ایوانی هم خیلی خوب بود که حیف شد و زود فوت کرد.
 

  • * آیا شما قبل از انقلاب و آن زمان که در خرمآباد بودید، با استاد علیاکبر شکارچی کار نکرده بودید؟

نه. کار نکردیم اما به دو سه اجرای ما تشریف آوردند. ما قبل از آن با هم آشنایی نداشتیم. مثل الان که نبود. باید یک کسی ما را به ایشان معرفی ‌می‌کرد و آشنا ‌می‌شدیم. من خودم هم کاری با کسی نداشتم و فقط ساز ‌می‌زدم.
 

  • * چرا با رضا سقایی فقط همان دو تا آلبوم را کار کردید؟

یک مدت آمدیم تهران و خانه هم گرفتیم که باز کار کنیم اما نشد. ‌می‌گفت این‌جا خوب نیست و آن‌جا خوب نیست و برنامه هم داشتیم. خلاصه نشد.
 

  • * «تفنگ» مال چه سالی بود؟

سال ۵۴ یا ۵۵ و آلبوم بعدی هم شاید کمتر از یک سال بعد.
 

  • * بازتاب‌اش چطور بود؟

خیلی عالی بود؛ طوری که بعد از آن دیگر ادعامان هم می‌شد و با همه کسی ساز نمی‌زدیم. (خنده)
 

  • * مرحوم استاد سقایی واقعاً فوقالعاده بود.

بسیار عالی بود. صدای سقایی بین صدای زن و مرد بود. فوق‌العاده بود. فکر نمی‌کنم صدای کسی اندازه او بالا باشد.
 

  • * شهرت عمده شما که مردم هم شما را شناختند، مربوط به بعد از خوانندگی‌تان بود. درست است؟

همان موقع و در دوران نوازندگی هم مردم خیلی به من لطف داشتند؛ چون با اکثر خواننده‌ها کمانچه ‌می‌زدم. هر چه خواننده داشتیم و تا یک دور‌ه‌ای هر چه نوار خوانده بودند، برای همه‌شان من کمانچه زدم. برای سقایی، اسکینی، صفاری، ضیایی، سبزعلی و بقیه ساز زدم. وقتی ‌می‌آمدیم تهران برای ضبط، من با آنها مستقیم ‌می‌زدم و بعد روی آن ارکستر ‌می‌گذاشتند و ‌می‌زد. بعد هم خواندم. با آلبوم موسیقی محلی شروع کردم و در آلبوم بعدی، «داغ شقایق» را آقای شهبازیان تنظیم کرد. بعد از آن، ایشان یک کار دیگر برای من تنظیم کرد و دو تا هم تکنوازی داشتیم و بعد هم با آقای رحمان‌پور «آیینه اشک» را کار کردیم و ادامه دادیم.
 

  • * همکاری با استاد شهبازیان چگونه اتفاق افتاد؟

آقای شهبازیان با شرکتی همکاری ‌می‌کرد که من هم با ایشان کار ‌می‌کردم. ایشان کار مرا شنید و خوشش آمد و گفت من یک کار برایتان تنظیم ‌می‌کنم.
 

  • * فکر ‌می‌کنم این مربوط است به بعد از ساختن موسیقی فیلم «در مسیر تندباد» و به خصوص تیتراژ پایانی آن و آهنگ زیبای «مر جنگه…».

بله، بعد از آن بود. البته آن آهنگ بختیاری بود که آقای زاهدی هم خواند. ضمن آنکه همسر استاد شهبازیان خانم «ماهور موسائیان» هم لر هستند.
 

  • * اجازه بدهید در مورد این کنسرت‌تان هم صحبت کنیم. ‌می‌گویند این کنسرت شما خیلی متفاوت است از کنسرت‌های دیگرتان. تفاوت عمده آن چیست؟

این سری به خاطر رسوم شب‌چله که داریم، تفاوت می‌کند. ضمن اینکه یک کار هم در این ارتباط داریم با شعر
 
«امشو اوّل قاهاره/ خیر دِ حونَت بَواره (امشب اول زمستان و یا شب یلداست/ خیر به خونه‌ت بباره)
نون و پنیر و شیره/ کیخا حونَت نمیره (نون و پنیر و شیره/ سرپرست خونت نمیره»
 
قدیم‌ها بچه‌ها ‌می‌رفتند روی پشت‌بام و یک چیزی را آویزان ‌می‌کردند و صاحب‌خانه گردو، کشمش، گندم و هر چه که داشت را درون بقچه آنها ‌می‌گذاشت. اگر هم کسی چیزی نمی‌داد هم شعر بدی ‌می‌گفتند و در ‌می‌رفتند. (خنده) ما این رسم‌ها را داریم و امسال خواستیم یادی از آن زمان‌ها بشود. البته وقتی کنسرت ما برگزار ‌می‌شود، دو هفته هم از شب‌چله گذشته، ولی به خاطر نبود سالن قرار شد کنسرت در این شب برگزار کنیم. کنسرت‌های قبلی‌مان در تالار وحدت بود و خدا را شکر، همشهری‌ها خیلی حمایت کردند و همیشه هم جا نبود و باعث دلخوری خیلی‌ها می‌شد. گفتیم این دفعه کنسرت را در برج میلاد برگزار کنیم تا شرمنده مردم نباشیم. قرار شد بچه‌ها بیایند و متل‌های لری و بختیاری و اقدامات فرهنگی دیگر را هم داشته باشند. ما هم اعلام کردیم اگر ‌می‌شود و امکانش هست، همه با لباس‌های محلی بیایند. لر با لباس لری، بختیاری با لباس بختیاری و کرد هم با لباس کردی. کنسرت قبلی ما هم همین‌طوری بود. بیشتر سالن لباس محلی پوشیده بودند.
 

  • * یک نکته دیگر اینکه آقازاده‌های شما (مسلم و میلاد) که با گروه شما هستند و حتی تنظیم کارهای این ارکستر را هم به عهده دارند، در گروه «همای» و دیگر گروه‌های موسیقی دستگاهی ایران و در واقع موسیقی شهری و کلاسیک هم فعالیت گسترد‌ه‌ای دارند. آیا به نظر شما لهجه سازشان تغییر نکرده است؟

ما در خانه‌مان با هم لری صحبت ‌می‌کنیم. خیلی از لرها الان در خانه با بچه‌هایشان فارسی و یا حتی انگلیسی حرف ‌می‌زنند ولی ما نه و الان نوه‌هایمان هم لری صحبت ‌می‌کنند. ما سعی کرده‌ایم اصالت‌مان را حفظ کنیم. بچه‌ها هم اصالت موسیقی و نگاه‌شان را حفظ کرده‌اند.
 

  • * این هم درست و البته منظور من از طرح این سؤال، تغییر در لهجه ساز بود و نه لهجه خود ایشان.

موافق نیستم. در موسیقی وقتی نت را جلویتان ‌می‌گذارید و ‌می‌زنید، دیگر این موضوع اهمیت چندانی ندارد. ما الان تُرک را به گروه خودمان ‌می‌آوریم که برای ما لُری بزند. ما وقتی نوازنده‌ای را به گروه دعوت ‌می‌کنیم، از ایشان خواهش ‌می‌کنیم که { سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }را بنوازد. اگر نت بود، با نت و اگر گوشی کار ‌می‌کند، برایش ساز ‌می‌زنیم تا یاد بگیرد و با ما همراهی کند.
 

  • * اما من فکر ‌می‌کنم اگر زندهیاد احمد محسن‌پور قرار بود لری کمانچه بزند، به خوبی کمانچهنوازی شما نمی‌شد؛ چون او کمانچه را با لهجه موسیقی مازندران ‌می‌نوازد.

بگذارید نکته‌ای را بگویم. یک‌بار برای یک تئاتر، کیوان ساکت مرا دعوت کرده بود که ساز بزنم. قرار بود در بخشی از این تئاتر ایشان ساز بزند و بعد من ادامه بدهم و باقی قضایا. قبلش گفت با هم کوک کنیم؟ گفتم بله کوک کنیم. او آن طرف سالن بود و من این طرف. خلاصه اینکه شروع کرد و نمی‌دانم شور بود یا اصفهان و من ادامه‌اش را زدم. تعجب کرد. گفت من فکر ‌می‌کردم شما فقط محلی ‌می‌زنی. گفت ان‌شاءالله با هم یک کنسرت بگذاریم که با من سنتی ایرانی بزنی. قرار است این کنسرت را بگذاریم. ما موسیقی سنتی هم کار کرده‌ایم. یعنی برای کسی که نوازنده حرفه‌ای است، این تغییرات راحت است.
یک موضوع مهم هم این است که موسیقی لری را به کمانچه ‌می‌شناسند. لرها خیلی به این موضوع حساس‌اند و وقتی از سازهای دیگر زیاد استفاده ‌می‌کنی، ‌می‌گویند «ای بابا، این آهنگ هم شد فارسی. اینکه لری نیست!» شما اگر بهترین ارکستر دنیا را هم برای یک لُر بیاورید، اگر کمانچه نباشد، ‌می‌گوید ای بابا کمانچه توش نبود. (خنده) همان ارکستر، ماهور بزند، ‌می‌گویند این آهنگ ما را دزدیدند، بردند. همشهری‌های ما این‌جوری به موسیقی خودشان و کمانچه تعصب و علاقه دارند.
 

  • * یک نکته دیگر اینکه یکی از سازهای اصلی موسیقی لُری سرنا است، اما اینجا در تمرین شما دیدم سرنا ندارید. واقعاً توی کنسرتتان سرنا نمی‌زنید؟

مگر ‌می‌شود نداشته باشیم؟ سرنا داریم، دهل داریم، دف داریم اما متأسفانه نمی‌توانیم اینجا در محل تمرین با آنها هم تمرین کنیم چون همسایه‌ها اذیت ‌می‌شوند. گفتیم الان تمرینات اولیه را با این سازها انجام بدهیم تا بعدتر در سالن یا جایی که صدا اذیت نمی‌کند، سرنا را هم بیاوریم.
 

  • * از فرزندان شما، فقط مسلم و میلاد در گروه هستند؟

دخترم آرام هم هست که سه‌تار ‌می‌زند و هم‌خوان است.
 

  • * نوه‌ها کی اضافه ‌می‌شوند که کل گروه بشود علیپورها؟

ما گروه علیپور داریم. یک دختر هم دارم که سنتور ‌می‌زند. بچه‌ها ازدواج ‌می‌کنند و قاطی زندگی ‌می‌شوند و ادامه نمی‌دهند متأسفانه. نوه‌ها البته دارند شروع ‌می‌کنند. پسر مسلم دو سالش است و دارد یاد ‌می‌گیرد.
 

  • * در این کنسرت چه قطعاتی را قرار است اجرا کنید؟

یک‌سری قطعات قدیمی‌ و جدید و به‌خاطر بختیاری‌های عزیز یکی دو قطعه بختیاری اجرا ‌می‌کنیم. یک کردی اجرا ‌می‌کنیم. کلاً سعی ‌می‌کنیم جمعیتی که به سالن ‌می‌آیند، به‌شان خوش بگذرد.

[ad_2]

لینک منبع

[ad_1]

ادامه ایران‌گردی «ناظری»ها با «ناگفته»

حافظ ناظری: ما در این کنسرت جهانی می‌اندیشیم

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- گروه «ناگفته» با حضور شهرام ناظری و حافظ ناظری، تور کنسرت زمستانی خود را با اجرای ۶ و ۷ دی‌ماه از شهر بوشهر آغاز کرد.
 
در این برنامه پس از اجرای قطعاتی از آلبوم ناگفته و چند قطعه برگزیده توسط شهرام ناظری و حافظ ناظری، مراسم امضای آلبوم «ناگفته» با حضور حافظ ناظری در سالن مجموعه ورزشی فجر شهر بوشهر برگزار شد. همچنین این مراسم در رشت نیز برگزار شد.
 
این گروه در ادامه تور زمستانی کنسرت «ناگفته»، ۱۳ دی‌ماه در اراک، ۱۶ دی‌ماه در آمل و  ۲۳ دی‌ماه در کرمانشاه به اجرای برنامه خواهد پرداخت.
 
«حافظ ناظری» در کنسرت برگزارشده در بوشهر گفت: «اجرای ما در بوشهر، افتخاری است که در ادامه اجرای مجموعه کنسرت‌های «ناگفته» نصیب گروه ما شد. در طول برنامه به این فکر می‌کردم که با توجه به اینکه محل اجرا، سالن ورزشی است و کیفیت صدا آن‌گونه که باید نیست، اما صدا باز هم با این شرایط به‌شکل مطلوبی در فضا منعکس می‌شود. البته این هم به لطف صدابرداری خوبی است که داریم. برای این برنامه واقعاً زحمت کشیده شده است. با وجود ۷۰ اجرایی که تا کنون داشته‌ایم، ولی برای این‌که انسجام درونی گروه حفظ شود، به‌طور پیوسته ساعت‌ها و روزها تمرین می‌کنیم تا زمانی که برای اجرا مقابل شما مردم قرار می‌گیریم، نهایت ظرفیت و توانایی خود را به‌نمایش بگذاریم و بتوانیم رضایت شما را به‌دست آوریم. اما واقعاً این سالن در شأن مردم مهمان‌نواز و موسیقی‌دوست بوشهر نیست. امیدوارم مسوولان این شهر دست به دست هم بدهند و حداقل یک سالن مخصوص کنسرت و در شأن مردم این دیار راه‌اندازی کنند.»
 
ناظری درباره کنسرت «ناگفته» توضیح داد: «ما این کنسرت را از تهران شروع کردیم. همان‌طور که استاد گفت، این برنامه به‌دلیل حال و هوایش کمی سنگین است، چراکه در این کنسرت شما چهار فرهنگ موسیقیایی شامل موسیقی کلاسیک غربی، موسیقی سنتی، موسیقی ملی ایران و آواز اپرا را که شاخه‌ای از موسیقی کلاسیک است، شنیدید. به‌طور طبیعی ترکیب این موسیقی‌ها کمی پیچیده و پذیرا شدن آن چندان کار راحتی نیست و گاه ممکن است، خارج از حوصله شما باشد.»
 
این موسیقی‌دان و خواننده در ادامه با تاکید بر این‌که شما در این کنسرت متوجه حرکتی جهانی هستید که برای آینده موسیقی ایران مهم است، افزود: «همان‌طور که می‌بینید، موسیقی دنیا با شتاب در حال حرکت است و متاسفانه ایران با وجود داشتن تمدنی هفت‌هزار ساله، در حوزه فرهنگی به‌دلیل بی‌توجهی‌ها از این قافله عقب افتاده است. ما در این کنسرت همان‌طور که به نسل امروز نظر داریم، به آینده هم فکر می‌کنیم و در تلاش هستیم، قدم کوچکی برای آینده موسیقی ایران برداریم تا از جهان عقب نمانیم. در واقع ما در این کنسرت جهانی می‌اندیشیم.»
 
حافظ ناظری با بیان این‌که امیدواریم این کنسرت با همه ضعف‌ها و قوت‌هایش توانسته باشد تاثیر مطلوبی بر شما بگذارد، تصریح کرد: «امیدوارم در اجرای بعدی در بوشهر، در سالن مناسب‌تری برای شما به اجرا بپردازیم تا بتوانید این نوع موسیقی و آهنگ را به شکل بهتری تجربه کنید.»
 
گروه «ناگفته» در ادامه تور کنسرت زمستانی خود، ۹ و ۱۰ دی‌ماه به شهر رشت رفتند تا در سالن یادگار امام (ره) این شهر اجرا داشته باشند. مراسم امضای آلبوم «ناگفته» و قدردانی از حافظ ناظری نیز شب گذشته (۱۱ دی‌ماه) با حضور شهردار و اعضای شورای شهر رشت، نماینده یونسکو در استان گیلان و مدیران ارشد استانی ساعت ۱۸ در تالار گفت‌وگوی شهرداری رشت برگزار شد.

[ad_2]

لینک منبع

[ad_1]

گروه موسیقی محلی «رستاک» پس از دو سال در تهران روی صحنه رفت

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- برج میلاد تهران در شامگاه هفتم، هشتم و نهم دی‌ماه ۱۳۹۵ میزبان گروه رستاک و مخاطبینش بود.
 
به گزارش «موسیقی ما»، گروه رستاک که چهارمین آلبومش با عنوان «میان خورشیدهای همیشه» را در آخرین روز پاییز امسال روانه بازار موسیقی کشور کرده بود، به همت موسسه «آوای هنر» به مدیریت «محمد جلیل‌پور» طی سه شب و چهار سانس در مرکز همایش‌های برج میلاد تهران در حالی روی صحنه رفت که مخاطبین استقبال قابل توجهی از این کنسرت به عمل آورده بودند.
 
گروه رستاک که از آغاز فعالیت خود به موسیقی اقوام مختلف ایرانی پرداخته و آن را در قالبی نو ارائه کرده، در این کنسرت با کنداکتوری متفاوت هنرنمایی کرد و قطعاتی از موسیقی محلی مناطق مختلف کشور شامل هرمزگان، خوزستان، کرمان، بوشهر، کردستان، لرستان، گیلان، فارس و آذربایجان را با سازبندی جدید به اجرا درآورد و پس از مدت‌ها شب پرهیجانی برای مخاطبینش رقم زد.
 
این گروه که پس از حدود ۲ سال و ۳ ماه در تهران کنسرت برگزار می‌کرد، با ۱۷ نوازنده روی صحنه رفت و علاوه بر این ۷ نوازنده به عنوان هنرمند میهمان در این اجرا با رستاکی‌ها همراهی کردند.
 
سیامک سپهری (سرپرست گروه، نوازنده تار)، فرزاد مرادی (خواننده، عود، رباب، سه‌تار، دیوان، تنبورک، قوپوز)، بهزاد مرادی (خواننده، دهل، ضرب، عود، سازهای افکتیو)، اکبر اسماعیلی‌پور (تار، سه‌تار، عود، تار آذری)، نگار اعزازی (دف، دایره، بندیر، داربوکا، نقاره، پاودکا، سازهای افکتیو)، محمد مظهری (کمانچه)، یاور احمدی‌فر (دف، دایره، دهل، پیپه، سازهای افکتیو)، امید مصطفوی (تنبک، کوزه، زنبورک، حلب، دهلک، کاسوره، سازهای افکتیو)، صبا جمالی (قانون)، سپهر سعادتی (کنترباس)، دنیا دوستی (کمانچه، قیچک، کمانچه آلتو)، فرزاد خورشیدسوار (دف، دایره، دهل، دُم‌دُم باس و دُم‌دُم زیر، کوزه، داربوکا، حلب)، بیتا قاسمی (قیچک باس)، حامد بلندهمت (سرنا، نی جفتی، دوزله، دونلی، بالابان)، علی عیوض‌خانی، سمیرا محسنی و سوما نوروزی (کُر) اعضای گروه رستاک در این کنسرت بودند. «مهدی فرشچی» مدیریت هماهنگی این گروه را بر عهده دارد.
 
همچنین در این اجرا، علیرضا میرآقا (ترومپت)، محسن شریفیان (نی‌انبان)، ناصر وحدتی (آواز)، وحید اسدالهی، رضا اسدالهی و علیرضا بهرامی (ناقارا) و محمد اسدالهی (گارمون) به عنوان هنرمندان میهمان هنرنمایی کردند.
 
مریم بوبانی (بازیگر) و عبدالله اسکندری (چهره‌پرداز) از جمله میهمانان این برنامه بودند.
 
در ادامه عکس‌های دیدنی «سعید عبداللهی» از این کنسرت و حاشیه‌هایش را ببینید.

منبع: 

اختصاصی موسیقی ما

[ad_2]

لینک منبع

[ad_1]

{ سایت تفریحی سرگرمی جیزفان }- نخستین کنسرت «پازل بند» شب گذشته – جمعه دهم دی ماه – با حضور دوستداران این گروه در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی روی صحنه رفت. به گزارش «موسیقی ما»، درابتدای این کنسرت که با دکور و اتفاقات جالب تصویری همراه بود، میکسی از برخی قطعات پرطرفدار پازل با اجرای تنظیم کننده گروه «آرین بهاری» آغاز شد که به مرور حضور نوازندگان ارکستر را در پی داشت و یک لیزر شو به حضور خواننده گروه «علی رهبری» روی صحنه ختم شد.
 

«نگم برات» نخستین قطعه این کنسرت بود و به محض آغاز خواندن این قطعه، با جلوه های ویژه تصویری دکور این برنامه به شکل بلندگوی‌های بزرگی تغییر شکل داد. این جلوه‌های ویژه تصویری که قابلیت تغییر در زمان‌های مختلف را با توجه به سازهای روی سن داشت، به گونه‌ای بود که فضای صحنه را در هر قطعه تغییر می داد.
 

  •  ۴ ماه پس از آلبوم

علی رهبری پس از اجرای قطعه «چشم چشم» گفت: « مرداد ماه امسال نخستین آلبوم رسمی ما وارد بازار موسیقی کشور شد و امروز حدود ۴ ماه ازاین اتفاق گذشته است و دقیقا در آستانه سال ۲۰۱۷ در خدمت شما هستیم و مفتخریم که در این کنسرت پذیرای برخی از دوستان اقلیت مذهبی هستیم. امیدوارم در سال جدید سالی پر از دوستی و آشتی و مهربانی تجربه کنیم.» «لحظه به لحظه»، «چی میشه»، «یه صدا» و سرانجام قطعه «قایق کاغذی» آثاری بودند که در سالن اجرا شدند و پس از اجرا و همخوانی این قطعه، علی رهبری به معرفی برخی از چهره های حاضر در سالن، پرداخت. محسن رجب پور، سامان امامی و حامد همایون چهره ها و هنرمندانی بودند که دراین بخش از برنامه معرفی شدند.
 

علی رهبری در ادامه و پیش از اجرای قطعه «دریا» گفت: «شیوه و سبک کاری ما در پازل بند به گونه‌ای است که آثار عاشقانه را هم به گونه‌ای ریتمیک و پرجنبو جوش اراه می دهیم تا این فضاها در آثار پازل، به شکلی متفاوت منتشر شوند. هیچ قطعه ای بدون عشق به ماندگاری نمی رسد و اعتقاد دارم مهم ترین آثار ماندگار در همه این سالهای موسیقی، آثاری بوده اند که با موضوعیت و محوریت عاشقانه منتشر شده اند.» معرفی ستاره موسیقی پاپ این روزها «محمد علیزاده» بخش دیگری از برنامه بود که با استقبال حاضرین در سالن توام شد. علی رهبری با خواندن بخشی از قطعه «جز تو»، محمد علیزاده را به حاضرین معرفی کرد و گفت: «ما با بسیاری از هنرمندان و ستاره های موسیقی در کشور کار کرده ایم و همکاری داشتیم و امشب بسیاری از آنها به دلیل گرفتاری های کاری نتوانستند به سالن کنسرت ما بیایند. ولی محمد علزاده که شاید پرکارترین خواننده این روزهاست به ما افتخار داد و آمد و این برای ما افتخار بزرگی ست که این هنرمند خوش قلب در کنسرت ما حضور دارد.»
 

  • از دست رفته ها

در ادامه قطعه «وابسته» اجرا شد و این بار کل دکور برنامه به چهار تصویر ماندگار از اهالی موسیقی در دوره های مختلف موسیقی در کشور تغییر شکل داد که بابک بیات، خسرو شکیبایی، ناصر عبداللهی و مرتضی پاشایی چهار قاب ماندگار را تشکیل می‌دادند که بسیاری از حاضران در سالن به صورت ایستاده به تشویق آنها پرداختند. رهبری با اشاره به روزهای سختی که در ابتدای دوران کاری اش داشته و تنها یک نفر در تمام این ایام در کنارش بوده و همیشه او را در برترین شرایط همراهی کرده، «آرین بهاری» را معرفی کرد و تنظیم کننده «پازل بند» که در ارتفاع پنج متری استیج ساز می‌زد رو به حاضرین گفت: «امشب قطعا بهترین شب زندگی من است. حتی بهتر از شبی که آلبوم قایق کاغذی منتشر شد. ممنونم از شما که به «پازل بند» وقت دیده شدن دادید و همیشه برای ما قابل احترام خواهید بود.»

«بارونای نم نم»، «جاده»،«آخرش رسید»، «کم کم» و «خاطره بچگی» دیگر قطعاتی بودند که در سالن اجرا شد و در هنگام اجرای قطعه «خاطره بچگی» کل دکور به تصاویری از کارتون های محبوب دهه شصتی ها تغییر شکل داد که استقبال حاضران در سالن را در پی داشت. علی رهبری قطعه «دنیا» را با پیانو اجرا کرد قطعه «گریه چیه» جزو قطعات آخری بودند که اجرا شدند.

نخستین کنسرت «پازل بند» به همت موسسه «آوازی نو» و به تهیه کنندگی «حسن اردستانی» در تهران روی صحنه رفت که علی رهبری هنگام معرفی این چهره در سالن گفت: «ایشان پدر معنوی گروه پازل هستند. حمایت های ایشان به گونه ای بوده که هرگز احساس کمبود نکرده ایم و این برای ما خوشایند است که فردی تا این حد قوی و خوش نام  کنار ماست.»

در ادامه عکس های علیرضا حق شناس را از حاشیه و متن این کنسرت می بینید:

[ad_2]

لینک منبع

[ad_1]

۱۷ دی در تهران و ۲۱ دی در شیراز

رسیتال پیانو «کریستوف بوکودجیان» اجرا می‌شود

موسیقی‌ما – کریستوف بوکودجیان، پیانیست برجسته فرانسوی و استاد کنسرواتوار پاریس، ۱۷ دی، ساعت ۱۸ در تالار رودکی تهران و ۲۱ دی، ساعت ۲۰، در تالار حافظ شیراز آثاری از برامس، شوپن و راخمانینوف را اجرا خواهد کرد.

به گزارش «موسیقی‌ما»، بوکودجیان که دبیری شورای بازبینی آثارِ نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوی باربد را برعهده داشته، از ۲۲ تا ۲۴ دی ماه برای تدریس در مسترکلاس های جایزه باربد و انتخاب برگزیدگان نهایی در شیراز حضور خواهد داشت، همچنین کنسرت هایش را در تبریز و بندرعباس نیز برگزار خواهد کرد.

تور رسیتال های کریستوف بوکودجیان را انجمن شیراز فیلارمونیا، موسسه فرهنگی-هنری شهرآفتاب، گالری و کارخانه پیانوی باربد، با همکاری بنیاد رودکی، انجمن موسیقی تبریز و انجمن موسیقی بندرعباس برگزار می کنند.

کریستوف بوکودجیان تحصیل در کنسرواتوار ملی لیون و کنسرواتوار ملی پاریس نزد اساتید برجسته¬ای همچون روژه مورارو، کریستین ایوالدی، مری-فرانسوا بوکه، اُرتانس کارتیه-برِسون تعلیم دیده است. اجراهای پُرشُمار در فرانسه و خارج از فرانسه و اجرا برای شبکه ۳ تلویزیون فرانسه و رادیو ملی فرانسه و همکاری با کنسرواتوار عالی ملی پاریس به عنوان استاد تربیت مدرس از جمله رزومه این هنرمند به شمار می آید. .
 

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»

[ad_2]

لینک منبع